naturales

[ایالات متحده]/ˈnætʃərəl/
[بریتانیا]/ˈnætʃɚl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور طبیعی؛ بدون تلاش اضافی
adj. موجود در طبیعت یا از طبیعت گرفته شده؛ غیرمصنوعی
n. یک شخص یا چیزی که طبیعی است؛ یک انسان طبیعی

جملات نمونه

natural resources are essential for economic development.

منابع طبیعی برای توسعه اقتصادی ضروری هستند.

the natural beauty of this region attracts many tourists.

زیبایی طبیعی این منطقه بسیاری از گردشگران را جذب می کند.

we must protect the natural habitat of endangered species.

ما باید زیستگاه طبیعی گونه های در معرض خطر را حفظ کنیم.

earthquakes are natural disasters that can cause massive destruction.

زلزله ها بلایای طبیعی هستند که می توانند خسارت های بسیار زیادی وارد کنند.

natural selection plays a crucial role in evolution.

انتخاب طبیعی نقش حیاتی در تکامل دارد.

the natural environment is being threatened by pollution.

محیط طبیعی توسط آلودگی تهدید می شود.

many cosmetics contain natural ingredients from plants.

بسیاری از محصولات آرایشی از مواد طبیعی گیاهی استفاده می کنند.

she has a natural talent for music.

او دارای استعداد طبیعی برای موسیقی است.

morning light provides natural illumination for the room.

نور صبح به اتاق نور طبیعی می دهد.

scientists study natural phenomena to understand the world better.

دانشمندان پدیده های طبیعی را مطالعه می کنند تا جهان را بهتر درک کنند.

the natural landscape of the mountains is breathtaking.

منظره طبیعی کوه ها دیدنی است.

we should conserve natural areas for future generations.

ما باید مناطق طبیعی را برای نسل های آینده حفظ کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید