neatnik

[ایالات متحده]/ˈniːtnɪk/
[بریتانیا]/ˈniːtnɪk/

ترجمه

n. شخصی که بسیار مرتب و سازمان‌یافته است

عبارات و ترکیب‌ها

neatnik habits

عادت‌های مرتب

neatnik lifestyle

سبک زندگی مرتب

neatnik personality

شخصیت مرتب

neatnik tendencies

گرایش‌های مرتب

neatnik traits

ویژگی‌های مرتب

neatnik approach

رویکرد مرتب

neatnik style

سبک مرتب

neatnik mindset

نگرش مرتب

neatnik organization

سازماندهی مرتب

neatnik standards

استانداردهای مرتب

جملات نمونه

as a neatnik, she always organizes her workspace meticulously.

به عنوان یک فرد منظم، او همیشه فضای کاری خود را با دقت منظم می‌کند.

his neatnik tendencies make him a great roommate.

تمایل او به منظم بودن باعث می‌شود هم‌اتاق‌خواب خوبی باشد.

being a neatnik, he can't stand clutter in his home.

به عنوان یک فرد منظم، او نمی‌تواند تحمل بهم ریختگی در خانه خود را داشته باشد.

she was known as the neatnik of the office.

او به عنوان فرد منظم دفتر شناخته می‌شد.

the neatnik spent hours organizing his bookshelves.

فرد منظم ساعت‌ها وقت صرف سازماندهی قفسه‌های کتاب خود کرد.

her neatnik habits extend to her digital files as well.

عادت‌های منظم او حتی به فایل‌های دیجیتال او نیز سرایت می‌کند.

being a neatnik, he always keeps his car spotless.

به عنوان یک فرد منظم، او همیشه ماشین خود را تمیز نگه می‌دارد.

neatniks often find joy in cleaning and organizing.

افراد منظم اغلب از نظافت و سازماندهی لذت می‌برند.

the neatnik made sure everything was in its place before guests arrived.

فرد منظم اطمینان حاصل کرد که همه چیز قبل از ورود مهمانان در جای خود قرار دارد.

her neatnik nature helps her excel in her job as an organizer.

طبع منظم او به او کمک می‌کند در شغلش به عنوان یک سازمان‌دهنده موفق باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید