neckcloth

[ایالات متحده]/ˈnɛkˌklɒθ/
[بریتانیا]/ˈnɛkˌklɔθ/

ترجمه

n. پارچه‌ای که دور گردن پوشیده می‌شود، معمولاً به عنوان یک اکسسوری زینتی؛ شال یا کراواتی که دور گردن پوشیده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

necktie and neckcloth

کراوات و روسری

wear a neckcloth

یک روسری بپوشید

neat neckcloth style

سبک روسری مرتب

colorful neckcloth design

طراحی رنگارنگ روسری

silk neckcloth fabric

پارچه ابریشمی روسری

adjust the neckcloth

روسری را تنظیم کنید

fashionable neckcloth

روسری مد روز

classic neckcloth look

ظاهر کلاسیک روسری

tie a neckcloth

یک روسری ببندید

necktie or neckcloth

کراوات یا روسری

جملات نمونه

he adjusted his neckcloth before the meeting.

او کراوات خود را قبل از جلسه تنظیم کرد.

the neckcloth added a touch of elegance to his outfit.

کراوات ظاهری را با وقاری خاص تزئین کرد.

she chose a colorful neckcloth to brighten her look.

او یک کراوات رنگارنگ انتخاب کرد تا ظاهرش را جذاب تر کند.

he tied his neckcloth in a classic knot.

او کراوات خود را با یک گره کلاسیک بست.

the neckcloth was a symbol of status in the past.

کراوات در گذشته نمادی از مقام بود.

she wore a neckcloth that matched her dress perfectly.

او یک کراوات پوشید که به طور کامل با لباسش هماهنگ بود.

he prefers a silk neckcloth for formal occasions.

او ترجیح می دهد برای مناسبت های رسمی از کراوات ابریشمی استفاده کند.

the neckcloth fell out of fashion in the 20th century.

کراوات در قرن بیستم از مد افتاد.

she learned how to tie a neckcloth from her grandfather.

او یاد گرفت چگونه کراوات را از پدربزرگش ببندد.

he gifted her a beautiful neckcloth for her birthday.

او به عنوان هدیه تولد برای او یک کراوات زیبا خرید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید