neckerchief

[ایالات متحده]/'nekətʃɪf/
[بریتانیا]/'nɛkɚtʃif/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستمال گردن
Word Forms

جملات نمونه

She tied a colorful neckerchief around her neck.

او یک روسری رنگارنگ دور گردنش بست.

The cowboy wore a neckerchief to protect his neck from the sun.

کاو‌بوی برای محافظت از گردنش در برابر آفتاب، روسری به تن کرد.

The vintage neckerchief added a stylish touch to her outfit.

روسری قدیمی، ظاهری شیک به لباس او اضافه کرد.

He folded the neckerchief neatly before putting it away.

او قبل از گذاشتن آن کنار، روسری را به طور مرتب تا کرد.

The neckerchief fluttered in the wind as she walked along the beach.

همانطور که او در امتداد ساحل قدم می زد، روسری در باد به رقص درآمد.

The neckerchief was embroidered with intricate patterns.

روسری با طرح های پیچیده گلدوزی شده بود.

She used the neckerchief as a makeshift bandage for the wound.

او از روسری به عنوان یک باند موقت برای زخم استفاده کرد.

He always keeps a neckerchief handy for unexpected situations.

او همیشه یک روسری در دسترس برای شرایط غیرمنتظره دارد.

The neckerchief was passed down from generation to generation in the family.

روسری از نسلی به نسل دیگر در خانواده منتقل می شد.

The neckerchief served as a symbol of their friendship.

روسری به عنوان نمادی از دوستی آنها عمل می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید