necrotizes

[ایالات متحده]/ˈnɛkrətaɪzɪz/
[بریتانیا]/ˈnɛkrətaɪzɪz/

ترجمه

vt. باعث شدن (بافت، عضو و غیره) به نکروز شدن \nvi. به نکروز شدن

عبارات و ترکیب‌ها

necrotizes tissue

بافت نکروز شده

necrotizes muscle

عضله نکروز شده

necrotizes cells

سلول‌های نکروز شده

necrotizes skin

پوست نکروز شده

necrotizes organs

اندام‌های نکروز شده

necrotizes area

منطقه نکروز شده

necrotizes wound

زخم نکروز شده

necrotizes blood

خون نکروز شده

necrotizes lesions

لسيون‌های نکروز شده

necrotizes infection

عفونت نکروز شده

جملات نمونه

the infection necrotizes the tissue, leading to severe complications.

عفونت باعث نکروز بافت می‌شود و منجر به عوارض جدی می‌شود.

he was diagnosed with a condition that necrotizes the muscle tissue.

او مبتلا به وضعیتی بود که باعث نکروز بافت عضلانی می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید