needlesticks

[ایالات متحده]/ˈniːdlstɪks/
[بریتانیا]/ˈniːdlstɪks/

ترجمه

n. آسیب‌های ناشی از زخم‌های گوی‌ها، معمولاً در محیط‌های بهداشتی وقتی که گوی‌ها به طور اتفاقی پوست را نفوذ می‌کنند.

عبارات و ترکیب‌ها

needlestick injury

آسیب نیش

needlestick prevention

پیشگیری از نیش

needlestick safety

امنیت نیش

needlestick exposure

معرض شدن به نیش

needlestick hazard

خطر نیش

needlestick risk

خطر نیش

needlestick accident

حادثه نیش

needlestick protocol

پروتکل نیش

prevent needlesticks

جلوگیری از نیش‌ها

avoid needlesticks

جلوگیری از نیش‌ها

جملات نمونه

healthcare workers face significant needlestick injuries each year in hospitals worldwide.

کارکنان بهداشتی هر ساله در بیمارستان‌های سراسر جهان با آسیب‌های جدی نیزه‌ای مواجه می‌شوند.

needlestick prevention programs have dramatically reduced infection risks in clinical settings.

برنامه‌های پیشگیری از نیزه‌زدگی به طور قابل توجهی خطر عفونت‌ها در محیط‌های بالینی را کاهش داده‌اند.

hospitals must implement strict needlestick safety protocols to protect their staff.

بیمارستان‌ها باید پروتکل‌های ایمنی نیزه‌زدگی سخت‌گیرانه‌ای را اجرا کنند تا کارکنان خود را حفظ کنند.

the cdc provides comprehensive guidelines for needlestick injury prevention.

cdc راهنمایی‌های جامعی برای پیشگیری از آسیب‌های نیزه‌زدگی ارائه می‌دهد.

needlestick accidents can transmit serious bloodborne pathogens to healthcare workers.

حوادث نیزه‌زدگی می‌توانند مسیرهای عفونی خطرناک خون را به کارکنان بهداشتی منتقل کنند.

proper disposal containers help prevent dangerous needlesticks in medical facilities.

ظرف‌های دفع مناسب به پیشگیری از نیزه‌زدگی‌های خطرناک در مراکز بهداشتی کمک می‌کنند.

training programs emphasize the importance of immediate response to needlestick incidents.

برنامه‌های آموزشی اهمیت پاسخگویی فوری به وقوع‌های نیزه‌زدگی را تاکید می‌کنند.

needlestick surveillance systems track injury rates across healthcare institutions.

سیستم‌های نظارت بر نیزه‌زدگی نرخ آسیب‌های را در سراسر نهادهای بهداشتی ردیابی می‌کنند.

engineers design safer needles to minimize needlestick hazards during medical procedures.

مهندسان نیزه‌های ایمن‌تری را طراحی می‌کنند تا خطر نیزه‌زدگی در طول فرآیندهای پزشکی را کاهش دهند.

workers' compensation claims often result from severe needlestick injuries.

درخواست‌های جبران خسارت کارکنان اغلب از آسیب‌های جدی نیزه‌زدگی ناشی می‌شود.

regulatory agencies require detailed reporting of all needlestick occurrences.

آژانس‌های تنظیم‌کننده گزارش‌دهی جزئیات تمام وقوع‌های نیزه‌زدگی را الزامی می‌کنند.

research shows that safety-engineered devices significantly decrease needlestick frequency.

پژوهش‌ها نشان می‌دهند که دستگاه‌های مهندسی شده ایمنی به طور قابل توجهی فرکانس نیزه‌زدگی را کاهش می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید