puncture

[ایالات متحده]/ˈpʌŋktʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈpʌŋktʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سوراخ کوچک ایجاد شده توسط یک شی تیز؛ به ویژه، سوراخی در لاستیک که ناشی از چیزی تیز است
vt. ایجاد یک سوراخ در چیزی با یک شی تیز؛ سوراخ کردن چیزی
vi. (از لاستیک و غیره) توسط چیزی سوراخ شدن

عبارات و ترکیب‌ها

suffer a puncture

تحمل سوراخ شدن

puncture wound

زخم سوراخ

repair a puncture

تعمیر سوراخ

tire puncture

سوراخ شدن لاستیک

lumbar puncture

پانکچر کمری

puncture needle

سوزن سوراخی

جملات نمونه

Failure did not puncture my confidence.

شکست اعتماد به نفس من را سوراخ نکرد.

the tyre had punctured and it would have to be replaced.

لاستیک پنچر شده بود و باید تعویض می‌شد.

cutting remarks that punctured my ego.

اظهاراتی تند و گزنده که غرور من را زخمی کرد.

lumbar puncture showed even uprightness ncurolymph.

پانکشومبر نشان داد که حتی در حالت ایستاده نیز ncurolymph یکنواخت است.

The tire punctured a mile from home.

تایر یک مایل دورتر از خانه پنچر شد.

"He is in hospital, suffering from a punctured lung."

او در بیمارستان است و از پارگی ریه رنج می‌برد.

My car has had two punctures this week.

ماشین من این هفته دو بار پنچر شده است.

Some glass on the road punctured my new tyre.

شیشه‌های روی جاده لاستیک نو من را پنچر کردند.

two doctors failed to diagnose a punctured lung.

دو پزشک نتوانستند پنوموتوراکس را تشخیص دهند.

one of the knife blows had punctured a lung.

یکی از ضربات چاقو باعث پارگی ریه شده بود.

Result:The treatment duration and effect of puncture and fistulation and tubation were good.

نتیجه: مدت زمان درمان و اثرات سوراخ کردن، فیستول و لوله گذاری خوب بود.

I'm sorry I'm late: My car had a puncture.

متاسفم که دیر رسیدم: ماشین من پنچر شده بود.

My bicycle had a puncture and needed patching up.

دوچرخه من پنچر شده بود و نیاز به تعمیر داشت.

After bowel preparation, the hypogastrium was compressed to move the intestinal canal away from the puncture site.

پس از آماده‌سازی روده، هیپوگاستر برای دور کردن کانال روده از محل سوراخگی فشرده شد.

Methods Thirty-eight elder patients were performed bone marrow puncture with disposable syringe needle in the sterna.

روش ها: سی و هشت بیمار مسن تحت عمل نمونه گیری مغز استخوان با استفاده از سوزن سرنگی یکبار مصرف در استرنوم قرار گرفتند.

ConclusionsThe technique of suture needle puncture and discission of bile duct is a simple,effective and safe method for laparoscopic common duct exploration.

نتیجه گیری: تکنیک سوراخ کردن مجرای صفراوی و بررسی آن با سوزن بخیه روشی ساده، موثر و ایمن برای بررسی لاپاروسکوپی مجرای صفراوی مشترک است.

Objective To compare the successful rate of two methods of arterial puncture of cephalic arteria and arteria femoralis for blood gas analysis.

هدف: مقایسه میزان موفقیت دو روش سوراخ کردن شریانی از سرتاسر و سرتاسر رگ‌های خونی برای تجزیه و تحلیل گازهای خونی.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید