nephrologic

[ایالات متحده]//ˌnefrəˈlɒdʒɪk//
[بریتانیا]//ˌnefrəˈlɑːdʒɪk//

ترجمه

adj. مربوط به نفرولوژی یا شاخه ای از پزشکی که با کلیه‌ها سر و کار دارد.

عبارات و ترکیب‌ها

nephrologic evaluation

ارزیابی نفرولوژیک

nephrological assessment

ارزیابی نفرولوژیک

nephrologic monitoring

نظارت نفرولوژیک

nephrologic management

مدیریت نفرولوژیک

nephrologic intervention

مداخله نفرولوژیک

nephrologic therapy

درمان نفرولوژیک

nephrologic complications

عوارض نفرولوژیک

جملات نمونه

the nephrologic care team provided comprehensive treatment for his chronic kidney disease.

تیم مراقبت‌های نفرولوژیک، درمان جامع برای بیماری مزمن کلیوی او ارائه داد.

regular nephrologic evaluation is essential for patients with diabetes to monitor kidney function.

ارزیابی منظم نفرولوژیک برای بیماران مبتلا به دیابت برای نظارت بر عملکرد کلیه ضروری است.

dr. smith specializes in nephrologic management of complex renal disorders.

دکتر اسمیت در مدیریت نفرولوژیک اختلالات کلیوی پیچیده تخصص دارد.

the nephrologic consultation revealed early signs of kidney damage.

مشاوره نفرولوژیک علائم اولیه آسیب کلیه را نشان داد.

advanced nephrologic assessment techniques have improved diagnostic accuracy.

تکنیک‌های ارزیابی نفرولوژیک پیشرفته دقت تشخیصی را بهبود بخشیده‌اند.

the hospital has established a dedicated nephrologic unit for critical cases.

بیمارستان یک واحد نفرولوژیک اختصاصی برای موارد بحرانی ایجاد کرده است.

nephrologic research has led to breakthroughs in treating kidney disease.

تحقیقات نفرولوژیک منجر به پیشرفت در درمان بیماری کلیوی شده است.

the patient received personalized nephrologic treatment based on his specific condition.

بیمار تحت درمان نفرولوژیک شخصی‌سازی‌شده بر اساس وضعیت خاص خود قرار گرفت.

nephrologic findings indicated the need for immediate dialysis.

یافته‌های نفرولوژیک نشان دهنده نیاز به دیالیز فوری بود.

long-term nephrologic follow-up is crucial for transplant recipients.

پیگیری نفرولوژیک طولانی مدت برای دریافت‌کنندگان پیوند ضروری است.

the nephrologic approach to hypertension management focuses on kidney protection.

رویکرد نفرولوژیک به مدیریت فشار خون بر حفاظت از کلیه تمرکز دارد.

new nephrologic therapies are showing promising results in clinical trials.

درمان‌های نفرولوژیک جدید در حال نشان دادن نتایج امیدوارکننده در آزمایش‌های بالینی هستند.

the nephrologic team works closely with cardiologists for comprehensive patient care.

تیم نفرولوژیک به طور نزدیک با متخصصان قلب برای مراقبت جامع از بیماران همکاری می‌کند.

early nephrologic intervention can slow the progression of renal failure.

مداخله نفرولوژیک زودهنگام می‌تواند روند پیشرفت نارسایی کلیوی را کند کند.

the nephrologic expertise available at this medical center is internationally recognized.

تخصص نفرولوژیک موجود در این مرکز پزشکی به طور بین‌المللی شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید