chronic illness
بیماری مزمن
chronic pain
درد مزمن
chronic disease
بیماری طولانی مدت
chronic renal failure
نارسایی مزمن کلیه
chronic bronchitis
برونشیت مزمن
chronic gastritis
گاستریت مزمن
chronic cough
سرفه مزمن
chronic fatigue syndrome
سندرم خستگی مزمن
chronic atrophic gastritis
گاستریت آتروفیک مزمن
chronic pharyngitis
فارنژیت مزمن
chronic stress
استرس مزمن
chronic pancreatitis
پانکراتیت مزمن
chronic cervicitis
سروسیت مزمن
chronic infection
عفونت مزمن
chronic toxicity
سمیت مزمن
chronic exposure
قرار گرفتن مزمن در معرض
chronic alcoholism
اعتیاد مزمن به الکل
chronic appendicitis
التهاب مزمن آپاندیس
chronic myeloid leukemia
لوسمی میلوئید مزمن
chronic tonsillitis
بیماری مزمن تونسيل
chronic depression
افسردگی مزمن
chronic renal insufficiency
نارسایی مزمن کلیه
assuage their chronic insecurity.
کاهش ناامنی مزمن آنها
a chronic demyelinating disease.
یک بیماری دمیلینیزاسیون مزمن
chronic inflammation of the nasal cavities.
التهاب مزمن حفرههای بینی
He is a chronic alcoholic.
او یک الکلی مزمن است.
He had a chronic cough.
او سرفههای مزمن داشت.
Arthritis is a chronic disease.
آرتریت یک بیماری مزمن است.
a habitual liar.See Synonyms at chronic
یک دروغگو با عادت. به مترادفها در مزمن مراجعه کنید
an inveterate liar.See Synonyms at chronic
یک دروغگوی سرسخت. به مترادفها در مزمن مراجعه کنید
the school suffers from chronic overcrowding.
مدارس دچار ازدحام مزمن هستند.
put us on notice for chronic lateness.
به دلیل دیر رسیدن مزمن، ما را در جریان قرار دهید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید