nerdy

[ایالات متحده]/ˈnɜːdi/
[بریتانیا]/ˈnɜrdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. احمق; احمقانه; کتابی; درس‌خوان
n. یک شخص خسته‌کننده یا آزاردهنده

عبارات و ترکیب‌ها

nerdy guy

آقاى باهوش

nerdy glasses

عینک باهوش

nerdy hobbies

سرگرمی‌های باهوش

nerdy jokes

لطیفه های باهوش

nerdy games

بازی های باهوش

nerdy interests

علایق باهوش

nerdy friends

دوستان باهوش

nerdy culture

فرهنگ باهوش

nerdy merchandise

کالا‌های باهوش

nerdy fashion

مد باهوش

جملات نمونه

he's so nerdy that he collects comic books.

او آنقدر خجالتی است که کتاب‌های کمیک جمع‌آوری می‌کند.

she has a nerdy passion for video games.

او علاقه nerdy به بازی‌های ویدیویی دارد.

my brother is a nerdy science enthusiast.

برادر من یک طرفدار nerdy علم است.

they attended a nerdy convention last weekend.

آنها آخر هفته گذشته در یک کنوانسیون nerdy شرکت کردند.

his nerdy jokes always make me laugh.

شوخی‌های nerdy او همیشه من را می‌خنداند.

she loves wearing nerdy t-shirts.

او عاشق پوشیدن تی‌شرت‌های nerdy است.

being nerdy is becoming more popular these days.

خجالتی بودن این روزها بیشتر محبوب می‌شود.

he has a nerdy knowledge of astronomy.

او دانش nerdy در مورد نجوم دارد.

her nerdy interests include robotics and coding.

علاقه‌های nerdy او شامل رباتیک و برنامه‌نویسی است.

that movie is perfect for nerdy fans of science fiction.

آن فیلم برای طرفداران nerdy علمی تخیلی عالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید