nerved up
نِرَو شده
nerved out
نِرَو شده بیرون
nerved down
نِرَو شده پایین
nerved on
نِرَو شده روشن
nerved against
نِرَو شده در برابر
nerved for
نِرَو شده برای
nerved up to
نِرَو شده تا
nerved to act
نِرَو شده برای عمل کردن
nerved by
نِرَو شده توسط
nerved with
نِرَو شده با
she nerved herself to speak in front of the large audience.
او با تمام وجود و اعتماد به نفس برای صحبت کردن در مقابل مخاطبان بزرگ آماده شد.
he nerved up to ask for a raise at work.
او با شجاعت و اعتماد به نفس درخواست افزایش حقوق در محل کار را کرد.
they nerved themselves to go skydiving for the first time.
آنها با وجود ترس، خود را برای اولین تجربه سقوط آزاد آماده کردند.
she nerved herself to confront her fears.
او با تمام وجود و شجاعت خود را برای مواجهه با ترسهایش آماده کرد.
he nerved himself to tell her the truth.
او با شجاعت و اعتماد به نفس برای گفتن حقیقت به او آماده شد.
after much thought, she nerved herself to make the call.
پس از تفکر فراوان، او با اعتماد به نفس برای انجام تماس آماده شد.
he finally nerved himself to propose to her.
او بالاخره با شجاعت و اعتماد به نفس برای خواستگاری از او آماده شد.
she nerved herself to take the leap into a new career.
او با اعتماد به نفس و شجاعت وارد یک شغل جدید شد.
they nerved themselves to travel abroad alone.
آنها با وجود ترس، خود را برای سفر در خارج از کشور به تنهایی آماده کردند.
he nerved himself to stand up for his beliefs.
او با شجاعت و اعتماد به نفس برای دفاع از باورهای خود آماده شد.
nerved up
نِرَو شده
nerved out
نِرَو شده بیرون
nerved down
نِرَو شده پایین
nerved on
نِرَو شده روشن
nerved against
نِرَو شده در برابر
nerved for
نِرَو شده برای
nerved up to
نِرَو شده تا
nerved to act
نِرَو شده برای عمل کردن
nerved by
نِرَو شده توسط
nerved with
نِرَو شده با
she nerved herself to speak in front of the large audience.
او با تمام وجود و اعتماد به نفس برای صحبت کردن در مقابل مخاطبان بزرگ آماده شد.
he nerved up to ask for a raise at work.
او با شجاعت و اعتماد به نفس درخواست افزایش حقوق در محل کار را کرد.
they nerved themselves to go skydiving for the first time.
آنها با وجود ترس، خود را برای اولین تجربه سقوط آزاد آماده کردند.
she nerved herself to confront her fears.
او با تمام وجود و شجاعت خود را برای مواجهه با ترسهایش آماده کرد.
he nerved himself to tell her the truth.
او با شجاعت و اعتماد به نفس برای گفتن حقیقت به او آماده شد.
after much thought, she nerved herself to make the call.
پس از تفکر فراوان، او با اعتماد به نفس برای انجام تماس آماده شد.
he finally nerved himself to propose to her.
او بالاخره با شجاعت و اعتماد به نفس برای خواستگاری از او آماده شد.
she nerved herself to take the leap into a new career.
او با اعتماد به نفس و شجاعت وارد یک شغل جدید شد.
they nerved themselves to travel abroad alone.
آنها با وجود ترس، خود را برای سفر در خارج از کشور به تنهایی آماده کردند.
he nerved himself to stand up for his beliefs.
او با شجاعت و اعتماد به نفس برای دفاع از باورهای خود آماده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید