nervelessnesses

[ایالات متحده]/ˈnɜːv.ləs.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈnɜrv.ləs.nəs.ɪz/

ترجمه

n. حالت بی‌احساسی

عبارات و ترکیب‌ها

nervelessnesses abound

فراوانی‌های بی‌عصبی

nervelessnesses increase

افزایش‌های بی‌عصبی

nervelessnesses observed

مشاهدات بی‌عصبی

nervelessnesses affect

تاثیر بی‌عصبی

nervelessnesses noted

یادداشت‌های بی‌عصبی

nervelessnesses arise

ظهور بی‌عصبی

nervelessnesses diminish

کاهش‌های بی‌عصبی

nervelessnesses persist

تداوم بی‌عصبی

nervelessnesses examined

بررسی‌های بی‌عصبی

nervelessnesses defined

تعریف بی‌عصبی

جملات نمونه

her nervelessnesses during the performance impressed everyone.

بی‌اعتمادی او در طول اجرا همه را تحت تاثیر قرار داد.

he faced the challenges with nervelessnesses that were admirable.

او با بی‌اعتمادی قابل تحسینی با چالش‌ها روبرو شد.

the athlete's nervelessnesses under pressure led to a record-breaking performance.

بی‌اعتمادی ورزشکار تحت فشار منجر به یک عملکرد رکوردشکن شد.

her nervelessnesses allowed her to make quick decisions in emergencies.

بی‌اعتمادی او به او اجازه داد تا در شرایط اضطراری تصمیمات سریعی بگیرد.

despite the chaos, his nervelessnesses kept the team focused.

با وجود هرج و مرج، بی‌اعتمادی او تیم را متمرکز نگه داشت.

nervelessnesses are crucial for leaders during a crisis.

بی‌اعتمادی برای رهبران در زمان بحران بسیار مهم است.

she demonstrated nervelessnesses when negotiating the deal.

او هنگام مذاکره بر سر معامله بی‌اعتمادی نشان داد.

the surgeon's nervelessnesses ensured a successful operation.

بی‌اعتمادی جراح تضمین کرد که عمل با موفقیت انجام شود.

his nervelessnesses in the face of danger saved lives.

بی‌اعتمادی او در برابر خطر جان انسان‌ها را نجات داد.

with great nervelessnesses, she delivered the speech flawlessly.

با بی‌اعتمادی فراوان، او سخنرانی را به طور کامل ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید