nescience

[ایالات متحده]/ˈnɛʃəns/
[بریتانیا]/ˈnɛʃəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود دانش یا آگاهی; حالت ناآگاهی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

pure nescience

نادانی محض

willful nescience

نادانی عمدی

embracing nescience

پذیرش نادانی

ignorance is nescience

نادانی همان نادانی است

nescience breeds ignorance

نادانی باعث جهل می‌شود

nescience and folly

نادانی و حماقت

nescience is bliss

نادانی بهشت است

nescience prevails

نادانی غالب است

nescience leads confusion

نادانی به سردرگمی منجر می‌شود

nescience and apathy

نادانی و بی‌تفاوتی

جملات نمونه

his nescience about the subject was evident during the discussion.

بی دانشی او در مورد موضوع در طول بحث آشکار بود.

despite her nescience, she was eager to learn more.

با وجود نادانی‌اش، او مشتاق به کسب اطلاعات بیشتر بود.

his nescience prevented him from making informed decisions.

نادانی او از تصمیم‌گیری آگاهانه جلوگیری کرد.

nescience can lead to misunderstandings in communication.

نادانی می‌تواند منجر به سوء تفاهم در ارتباطات شود.

she admitted her nescience regarding the complex issue.

او نادانی خود در مورد موضوع پیچیده را پذیرفت.

overcoming nescience requires a willingness to seek knowledge.

غلبه بر نادانی نیازمند تمایل به کسب دانش است.

his nescience about cultural differences was surprising.

نادانی او در مورد تفاوت‌های فرهنگی غیرمنتظره بود.

many people live in nescience about the world around them.

بسیاری از مردم در نادانی در مورد دنیای اطراف خود زندگی می‌کنند.

education is key to reducing nescience in society.

آموزش کلید کاهش نادانی در جامعه است.

her nescience of basic facts hindered her progress.

نادانی او در مورد حقایق اساسی، پیشرفت او را مختل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید