networker

[ایالات متحده]/ˈnɛtˌwɜːkər/
[بریتانیا]/ˈnɛtˌwɜrkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به ساختن یک شبکه از روابط اختصاص دارد

عبارات و ترکیب‌ها

social networker

شبکه‌اجتماعی

business networker

شبکه‌ساز تجاری

professional networker

شبکه‌ساز حرفه‌ای

effective networker

شبکه‌ساز مؤثر

skilled networker

شبکه‌ساز ماهر

networker event

رویداد شبکه‌سازی

networker group

گروه شبکه‌سازی

networker skills

مهارت‌های شبکه‌سازی

aspiring networker

شبکه‌ساز مشتاق

networker community

جامعه شبکه‌سازی

جملات نمونه

she is a skilled networker who builds strong professional relationships.

او یک شبکه ساز ماهر است که روابط حرفه ای قوی ایجاد می کند.

as a networker, he knows how to connect people effectively.

به عنوان یک شبکه ساز، او می داند چگونه افراد را به طور موثر ارتباط دهد.

being a good networker can open many doors in your career.

داشتن یک شبکه ساز خوب می تواند درهای زیادی را در مسیر شغلی شما باز کند.

she attended the conference to enhance her skills as a networker.

او برای تقویت مهارت های خود به عنوان یک شبکه ساز در کنفرانس شرکت کرد.

effective communication is essential for a successful networker.

ارتباط موثر برای یک شبکه ساز موفق ضروری است.

he is known as a master networker in the tech industry.

او به عنوان یک شبکه ساز ماهر در صنعت فناوری شناخته می شود.

networking events are great opportunities for any networker.

برگزاری رویدادهای شبکه سازی فرصت های خوبی برای هر شبکه سازی است.

she learned the art of networking from a seasoned networker.

او هنر شبکه سازی را از یک شبکه ساز با تجربه آموخت.

a successful networker always follows up after meetings.

یک شبکه ساز موفق همیشه بعد از جلسات پیگیری می کند.

he believes that being a good networker requires patience and persistence.

او معتقد است که داشتن یک شبکه ساز خوب نیاز به صبر و پشتکار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید