nevuss

[ایالات متحده]/ˈniːvəs/
[بریتانیا]/ˈniːvəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک رشد کوچک، معمولاً قهوه‌ای تیره، خوش‌خیم بر روی پوست؛ (پزشکی) خال یا لک تولد

عبارات و ترکیب‌ها

skin nevus

زگیل پوستی

congenital nevus

زگیل مادرزادی

pigmented nevus

زگیل رنگدانه‌ای

melanocytic nevus

زگیل ملانوسیتیک

nevus removal

برداشتن زگیل

nevus biopsy

بیوپسی زگیل

atypical nevus

زگیل غیرمعمول

nevus assessment

ارزیابی زگیل

nevus treatment

درمان زگیل

جملات نمونه

a nevus can be a sign of skin conditions.

زگیل ممکن است نشانه ای از مشکلات پوستی باشد.

it is important to monitor any changes in a nevus.

نظارت بر هرگونه تغییر در زگیل مهم است.

some people are born with a congenital nevus.

برخی از افراد با زگیل مادرزادی متولد می شوند.

a large nevus may require surgical removal.

ممکن است نیاز به برداشتن جراحی زگیل بزرگ باشد.

sun exposure can affect the appearance of a nevus.

قرار گرفتن در معرض نور خورشید می تواند بر ظاهر زگیل تأثیر بگذارد.

it is advisable to consult a doctor about a new nevus.

مشورت با پزشک در مورد زگیل جدید توصیه می شود.

some people choose to have their nevus removed for cosmetic reasons.

برخی از افراد به دلایل زیبایی شناختی انتخاب می کنند که زگیل خود را بردارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید