She has a red birthmark on her face.
او یک لکه مادرزادی قرمز رنگ روی صورتش دارد.
She has a birthmark on her left arm.
او یک لکه مادرزادی روی بازوی چپش دارد.
The birthmark on his face is shaped like a star.
لکه مادرزادی روی صورتش به شکل ستاره است.
Some people believe birthmarks are linked to past lives.
برخی افراد معتقدند لکه های مادرزادی به زندگی های گذشته مرتبط هستند.
He was born with a birthmark on his neck.
او با یک لکه مادرزادی روی گردنش متولد شد.
The birthmark on her back is barely noticeable.
لکه مادرزادی روی پشتش به سختی قابل مشاهده است.
She covers her birthmark with makeup.
او لکه مادرزادی خود را با آرایش می پوشاند.
The birthmark is a distinguishing feature of his appearance.
لکه مادرزادی یک ویژگی متمایز ظاهر او است.
The birthmark faded over time.
لکه مادرزادی با گذشت زمان محو شد.
He is proud of his birthmark and considers it unique.
او به لکه مادرزادی خود افتخار می کند و آن را منحصر به فرد می داند.
The birthmark is a conversation starter for her.
لکه مادرزادی برای او شروع کننده مکالمه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید