newsagents

[ایالات متحده]/ˈnjuːzeɪdʒənts/
[بریتانیا]/ˈnuːzeɪdʒənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که روزنامه‌ها و مجلات می‌فروشند

عبارات و ترکیب‌ها

local newsagents

خبرفروشی‌های محلی

nearby newsagents

خبرفروشی‌های نزدیک

independent newsagents

خبرفروشی‌های مستقل

newsagents shop

فروشگاه خبرفروشی

newsagents services

خدمات خبرفروشی

newsagents supplies

تجهیزات خبرفروشی

local newsagents'

خبرفروشی‌های محلی

newsagents directory

راهنمای خبرفروشی‌ها

newsagents delivery

تحویل خبرفروشی

newsagents products

محصولات خبرفروشی

جملات نمونه

there are several newsagents in my neighborhood.

در محله من چندین مغازه روزنامه فروشی وجود دارد.

i bought a magazine from the newsagents yesterday.

من دیروز یک مجله از مغازه روزنامه فروشی خریدم.

newsagents often sell snacks and drinks too.

مغازه های روزنامه فروشی اغلب میان وعده ها و نوشیدنی ها نیز می فروشند.

she works part-time at one of the local newsagents.

او به صورت پاره وقت در یکی از مغازه های روزنامه فروشی محلی کار می کند.

newsagents are a great place to catch up on local news.

مغازه های روزنامه فروشی مکان خوبی برای اطلاع از اخبار محلی هستند.

he stopped by the newsagents to pick up the newspaper.

او برای برداشتن روزنامه به مغازه روزنامه فروشی سر زد.

many newsagents offer delivery services for newspapers.

بسیاری از مغازه های روزنامه فروشی خدمات تحویل روزنامه ارائه می دهند.

during my travels, i often visit newsagents to find local publications.

در طول سفر خود، من اغلب از مغازه های روزنامه فروشی برای یافتن نشریات محلی بازدید می کنم.

some newsagents also sell lottery tickets.

برخی از مغازه های روزنامه فروشی بلیط لاتاری نیز می فروشند.

the newsagents near the station are always busy.

مغازه های روزنامه فروشی نزدیک ایستگاه همیشه شلوغ هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید