newsworthy

[ایالات متحده]/ˈnjuːzwɜːði/
[بریتانیا]/ˈnuːzwɜːrði/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شایسته گزارش دادن

جملات نمونه

The newsworthy event made headlines around the world.

این رویداد مهم، تیترهای اخبار را در سراسر جهان به خود اختصاص داد.

Journalists are always on the lookout for newsworthy stories.

روزنامه‌نگاران همواره به دنبال اخبار مهم هستند.

The newsworthy article sparked a heated debate online.

این مقاله مهم، بحث‌های داغی را به صورت آنلاین برانگیخت.

The newsworthy press conference attracted a large crowd of reporters.

این کنفرانس خبری مهم، تعداد زیادی از خبرنگاران را به خود جذب کرد.

The newsworthy documentary shed light on an important social issue.

این مستند مهم، نورافشانی بر روی یک مسئله اجتماعی مهم کرد.

The newsworthy photograph captured a powerful moment in history.

این عکس خبری، یک لحظه قدرتمند در تاریخ را به تصویر کشید.

The newsworthy discovery could change the course of scientific research.

این کشف مهم، می‌تواند مسیر تحقیقات علمی را تغییر دهد.

The newsworthy interview revealed shocking details about the scandal.

این مصاحبه مهم، جزئیات تکان‌دهنده ای را در مورد رسوایی فاش کرد.

The newsworthy incident raised important questions about safety regulations.

این حادثه مهم، سوالات مهمی را در مورد مقررات ایمنی مطرح کرد.

The newsworthy speech delivered a powerful message to the audience.

این سخنرانی مهم، پیامی قدرتمند را به مخاطبان ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید