nguni

[ایالات متحده]/[ˈnɡʊni]/
[بریتانیا]/[ˈnɡʊni]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک عضو از گروهی از اقوام گویش بانتو در جنوب آفریقا، شامل زولو، خوسا و ندبله؛ خانواده زبان نگونی.

جملات نمونه

the team celebrated their victory with an enthusiastic nguni.

تیم با یک نگونی خوشحالانه جشن پیروزی خود را جشن گرفت.

he let out a frustrated nguni when he dropped his phone.

وقتی تلفن او را از دست داد، او یک نگونی ناامیدانه سر داد.

the crowd responded to the speaker with a resounding nguni.

جمعیت با یک نگونی قوی به سخنران پاسخ داد.

a joyous nguni erupted from the audience after the announcement.

پس از اعلام، یک نگونی خوشحالانه از بین مخاطبین پراکنده شد.

she gave a sharp nguni of surprise when she saw the gift.

وقتی به هدیه نگاه کرد، او یک نگونی شدید شگفتی داد.

the players exchanged a celebratory nguni at the final whistle.

بازیکنان در زمان فیس فینال یک نگونی جشنی با یکدیگر تبادل کردند.

he responded to the question with a confused nguni.

او با یک نگونی گیج شده به سوال پاسخ داد.

the children greeted their parents with a delighted nguni.

کودکان با یک نگونی خوشحالانه والدین خود را استقبال کردند.

a spontaneous nguni of encouragement arose from the sidelines.

یک نگونی تشویقی از سوی خط جانبی به طور خودکار پدید آمد.

the audience offered a supportive nguni to the struggling performer.

مخاطبین یک نگونی حمایتی به اجرایی که در دشواری بود ارائه کردند.

she let out a brief nguni of frustration during the traffic jam.

در حین ا堵塞 ترافیک، او یک نگونی کوتاه ناامیدی سر داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید