nicknack

[ایالات متحده]/ˈnɪk.næk/
[بریتانیا]/ˈnɪkˌnæk/

ترجمه

n. شیء زینتی کوچک یا جواهر؛ اسباب بازی کوچک یا شیء زینتی
Word Forms
جمعnicknacks

عبارات و ترکیب‌ها

nicknack shop

فروشگاه وسایل تزئینی

collect nicknacks

جمع‌آوری وسایل تزئینی

display nicknacks

نمایش وسایل تزئینی

nicknack collection

کلکسیون وسایل تزئینی

buy nicknacks

خریدن وسایل تزئینی

nicknack gifts

هدیه وسایل تزئینی

handmade nicknacks

وسایل تزئینی دست‌ساز

unique nicknacks

وسایل تزئینی منحصر به فرد

nicknack display

نمایش وسایل تزئینی

funny nicknacks

وسایل تزئینی خنده‌دار

جملات نمونه

she collects all sorts of nicknacks from her travels.

او انواع مختلف سوغاتی‌ها را از سفر‌هایش جمع‌آوری می‌کند.

the shelf is filled with cute nicknacks.

قفسه پر از سوغاتی‌های بامزه است.

he bought a nicknack for his friend’s birthday.

او سوغاتی برای تولد دوستش خرید.

they decided to declutter and get rid of unnecessary nicknacks.

آنها تصمیم گرفتند وسایل غیرضروری را دور بریزند و از شر سوغاتی‌های اضافی خلاص شوند.

her desk is cluttered with nicknacks and papers.

میز او مملو از سوغاتی و کاغذ است.

this store has a great selection of unique nicknacks.

این مغازه مجموعه فوق العاده‌ای از سوغاتی‌های منحصر به فرد دارد.

he loves to give nicknacks as souvenirs.

او عاشق این است که سوغاتی به عنوان یادگاری بدهد.

her collection of nicknacks tells a story of her life.

مجموعه سوغاتی‌های او داستان زندگی‌اش را روایت می‌کند.

nicknacks can often be found at flea markets.

سوغاتی‌ها اغلب در بازارهای محلی یافت می‌شوند.

he enjoys crafting nicknacks from recycled materials.

او از ساختن سوغاتی از مواد بازیافتی لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید