nightsweat episode
احتمال شبانه تعریق
nightsweat symptom
علائم شبانه تعریق
nightsweat causes
علت های شبانه تعریق
nightsweat treatment
درمان شبانه تعریق
nightsweat relief
تسکین شبانه تعریق
nightsweat condition
وضعیت شبانه تعریق
nightsweat issue
مشکل شبانه تعریق
nightsweat management
مدیریت شبانه تعریق
nightsweat diagnosis
تشخیص شبانه تعریق
nightsweat patterns
الگوهای شبانه تعریق
she often experiences nightsweats during the summer.
او اغلب در طول تابستان دچار تعریق شبانه می شود.
nightsweats can be a symptom of various medical conditions.
تعریق شبانه می تواند نشانه ای از شرایط پزشکی مختلف باشد.
he woke up in the middle of the night due to nightsweats.
او شبانه روزی در نیمه شب به دلیل تعریق شبانه از خواب بیدار شد.
managing stress may help reduce nightsweats.
مدیریت استرس ممکن است به کاهش تعریق شبانه کمک کند.
she changed her sheets frequently because of nightsweats.
او به دلیل تعریق شبانه اغلب ملحفه های خود را عوض می کرد.
nightsweats can disrupt your sleep quality.
تعریق شبانه می تواند کیفیت خواب شما را مختل کند.
he talked to his doctor about his recurring nightsweats.
او با پزشک خود در مورد تعریق شبانه مکررش صحبت کرد.
she found it uncomfortable to deal with nightsweats every night.
او معتقد بود که هر شب با تعریق شبانه کنار آمدن ناراحت کننده است.
some people use fans to cope with nightsweats.
برخی از افراد از فن برای مقابله با تعریق شبانه استفاده می کنند.
he was embarrassed to admit he had nightsweats.
او شرمنده بود که اعتراف کند دچار تعریق شبانه است.
nightsweat episode
احتمال شبانه تعریق
nightsweat symptom
علائم شبانه تعریق
nightsweat causes
علت های شبانه تعریق
nightsweat treatment
درمان شبانه تعریق
nightsweat relief
تسکین شبانه تعریق
nightsweat condition
وضعیت شبانه تعریق
nightsweat issue
مشکل شبانه تعریق
nightsweat management
مدیریت شبانه تعریق
nightsweat diagnosis
تشخیص شبانه تعریق
nightsweat patterns
الگوهای شبانه تعریق
she often experiences nightsweats during the summer.
او اغلب در طول تابستان دچار تعریق شبانه می شود.
nightsweats can be a symptom of various medical conditions.
تعریق شبانه می تواند نشانه ای از شرایط پزشکی مختلف باشد.
he woke up in the middle of the night due to nightsweats.
او شبانه روزی در نیمه شب به دلیل تعریق شبانه از خواب بیدار شد.
managing stress may help reduce nightsweats.
مدیریت استرس ممکن است به کاهش تعریق شبانه کمک کند.
she changed her sheets frequently because of nightsweats.
او به دلیل تعریق شبانه اغلب ملحفه های خود را عوض می کرد.
nightsweats can disrupt your sleep quality.
تعریق شبانه می تواند کیفیت خواب شما را مختل کند.
he talked to his doctor about his recurring nightsweats.
او با پزشک خود در مورد تعریق شبانه مکررش صحبت کرد.
she found it uncomfortable to deal with nightsweats every night.
او معتقد بود که هر شب با تعریق شبانه کنار آمدن ناراحت کننده است.
some people use fans to cope with nightsweats.
برخی از افراد از فن برای مقابله با تعریق شبانه استفاده می کنند.
he was embarrassed to admit he had nightsweats.
او شرمنده بود که اعتراف کند دچار تعریق شبانه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید