Work nonstop continuously, exhaustion of as a result, nervily, a little be frighted namely insomnia person;
به طور مداوم بدون توقف کار کنید، به طوری که در نهایت، به دلیل خستگی، عصبی، کمی بترسید، به عنوان مثال، فرد بیخواب.
Sting) Insomnia What‘s Your Flava Where Is The Love (Feat.
استینگ) بیخوابی چه طعمی دارد کجا عشق وجود دارد (ویژه
Fatty liver: Pelvic inflammation, department of gynaecology inflammation, insomnia, cephalea, nervosism.
کبد چرب: التهاب لگن، التهاب بخش زنان، بیخوابی، سردرد، عصبی بودن.
10 ? cassia twig adds ? peony pieplant soup (the) such as cassia twig, peony, pieplant: Use at nightly and abdominal distension and insomnia person.
10؟ شاخه دارچین اضافه میکند؟ سوپ شیرینپی، مانند شاخه دارچین، گل سرخ، شیرینپی: در شبها و برای افراد با نفخ و بیخوابی استفاده کنید.
Morethan,the emphasizes on the key role of pyrogeneous pathogen in the developing prossess of insomnia by discussing its effect on function of viscera.
Morethan، بر نقش کلیدی پاتوژن پیروژن در فرآیند ایجاد بیخوابی با بحث در مورد تأثیر آن بر عملکرد اعضاء تأکید میکند.
Method:94 patients meeting criteria for insomnia were randomly assigned into zopiclone group and alprazolam group,treated for 4 weeks.
روش: 94 بیمار که شرایط بیخوابی را داشتند به طور تصادفی به گروه زوکلون و گروه آلپرازولام اختصاص داده شدند و به مدت 4 هفته درمان شدند.
Be suitable for the people with insomnia and dreaminess, hypodynamia, sallow complexion, dysphoria,depressed expression, or suffering from climacteric syndrome (pale tongue thin coating).
برای افرادی که دچار بیخوابی و رویاپردازی، کمتحرکی، رنگپریدگی، بدخویی، چهرهای مضطرب یا مبتلا به سندرم یائسگی (زبان رنگپریده با پوشش نازک) هستند، مناسب باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید