nihilistic

[ایالات متحده]/ˌni'lɪstɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به نیهیلیسم، رد کردن تمام اصول دینی و اخلاقی.

جملات نمونه

He has a nihilistic view of the world.

او دیدگاهی نیهیلیستی نسبت به جهان دارد.

The novel explores themes of nihilistic despair.

رمان مضامین ناامیدی نیهیلیستی را بررسی می‌کند.

She adopted a nihilistic attitude towards life.

او نگرشی نیهیلیستی نسبت به زندگی اتخاذ کرد.

The film portrays a nihilistic society.

فیلم جامعه‌ای نیهیلیستی را به تصویر می‌کشد.

His nihilistic beliefs alienated him from his friends.

اعتقادات نیهیلیستی او باعث بیگانگی او از دوستانش شد.

The artist's work has a nihilistic tone.

آثار هنرمند دارای لحنی نیهیلیستی است.

Nihilistic ideas are often associated with existentialism.

ایده‌های نیهیلیستی اغلب با اگزیستانسیالیسم مرتبط هستند.

The play delves into the characters' nihilistic motivations.

نمایش به انگیزه‌های نیهیلیستی شخصیت‌ها می‌پردازد.

The protagonist's nihilistic actions shocked the audience.

اقدامات نیهیلیستی شخصیت اصلی مخاطبان را شوکه کرد.

Her writing is characterized by a nihilistic sensibility.

نوشتن او با حساسیتی نیهیلیستی مشخص می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید