little nippers
کودکان کوچک
nippers' game
بازی بچهها
nippers playing
بچهها در حال بازی
nippers' toys
اسباببازیهای بچهها
the baby nippers were essential for trimming his nails.
دستهیچه برای کوتاه کردن ناخنهای او ضروری بود.
she used nippers to carefully remove the split ends of her hair.
او از قیچیهای کوچک برای برداشتن دقیق سرتاسر موهایش استفاده کرد.
he bought new nippers for his model train hobby.
او قیچیهای جدیدی برای سرگرمی مدل قطار خود خرید.
the gardener used nippers to prune the rose bushes.
باغبانی از قیچیهای کوچک برای هرس کردن بوتههای رز استفاده کرد.
my grandfather always used nippers to cut his fishing line.
پدربزرگم همیشه از قیچیهای کوچک برای بریدن نخ ماهیگیریاش استفاده میکرد.
she packed nippers in her travel kit for quick nail care.
او قیچیهای کوچک را برای مراقبت سریع از ناخن در کیف سفرش گذاشت.
the electrician used nippers to strip the wires.
برقکار از قیچیهای کوچک برای جدا کردن سیمها استفاده کرد.
he needed nippers to cut the plastic zip ties.
او به قیچیهای کوچک برای بریدن بستهای پلاستیکی نیاز داشت.
she kept nippers in the drawer for household tasks.
او قیچیهای کوچک را برای کارهای خانگی در کشو نگه داشت.
the artist used nippers to shape the clay sculpture.
هنرمند از قیچیهای کوچک برای شکل دادن به مجسمه گلی استفاده کرد.
he cleaned the nippers after each use to prevent rust.
او بعد از هر بار استفاده، قیچیهای کوچک را تمیز میکرد تا از زنگ زدگی جلوگیری کند.
little nippers
کودکان کوچک
nippers' game
بازی بچهها
nippers playing
بچهها در حال بازی
nippers' toys
اسباببازیهای بچهها
the baby nippers were essential for trimming his nails.
دستهیچه برای کوتاه کردن ناخنهای او ضروری بود.
she used nippers to carefully remove the split ends of her hair.
او از قیچیهای کوچک برای برداشتن دقیق سرتاسر موهایش استفاده کرد.
he bought new nippers for his model train hobby.
او قیچیهای جدیدی برای سرگرمی مدل قطار خود خرید.
the gardener used nippers to prune the rose bushes.
باغبانی از قیچیهای کوچک برای هرس کردن بوتههای رز استفاده کرد.
my grandfather always used nippers to cut his fishing line.
پدربزرگم همیشه از قیچیهای کوچک برای بریدن نخ ماهیگیریاش استفاده میکرد.
she packed nippers in her travel kit for quick nail care.
او قیچیهای کوچک را برای مراقبت سریع از ناخن در کیف سفرش گذاشت.
the electrician used nippers to strip the wires.
برقکار از قیچیهای کوچک برای جدا کردن سیمها استفاده کرد.
he needed nippers to cut the plastic zip ties.
او به قیچیهای کوچک برای بریدن بستهای پلاستیکی نیاز داشت.
she kept nippers in the drawer for household tasks.
او قیچیهای کوچک را برای کارهای خانگی در کشو نگه داشت.
the artist used nippers to shape the clay sculpture.
هنرمند از قیچیهای کوچک برای شکل دادن به مجسمه گلی استفاده کرد.
he cleaned the nippers after each use to prevent rust.
او بعد از هر بار استفاده، قیچیهای کوچک را تمیز میکرد تا از زنگ زدگی جلوگیری کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید