nomen

[ایالات متحده]/ˈnəʊ.mən/
[بریتانیا]/ˈnoʊ.mən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که مدیریت آن دشوار است؛ فردی با خلق و خوی عجیب؛ دومین نام در یک نام رومی؛ یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

nomenclature

نام‌گذاری

nomen agentis

نام عامل

nomen omen

نام و نشان

nomen est omen

نام، سرنوشت است

nomen nudum

نام عریان

nomen proprium

نام خاص

nomenclature system

سیستم نام‌گذاری

nomenclature code

کد نام‌گذاری

nomenclature category

دسته‌بندی نام‌گذاری

nomenclature list

لیست نام‌گذاری

جملات نمونه

he has a strong nomen in the field of biology.

او یک نام قوی در زمینه زیست شناسی دارد.

the nomen of this species is still under debate.

نام این گونه هنوز مورد بحث است.

her nomen is well-known among scholars.

نام او در بین محققان شناخته شده است.

they decided to change the nomen of the project.

آنها تصمیم گرفتند نام پروژه را تغییر دهند.

the nomenclature system helps in identifying species.

سیستم نام‌گذاری به شناسایی گونه‌ها کمک می‌کند.

his nomen often appears in academic journals.

نام او اغلب در مجلات علمی ظاهر می شود.

we need to establish a clear nomen for our research.

ما باید یک نام واضح برای تحقیقات خود تعیین کنیم.

the nomen of the new drug was announced yesterday.

نام داروی جدید دیروز اعلام شد.

understanding nomen is crucial for effective communication.

درک نام برای ارتباط موثر بسیار مهم است.

she specializes in biological nomen and taxonomy.

او در نام‌گذاری زیستی و طبقه بندی تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید