non-business hours
ساعات غیر کاری
non-business travel
سفر غیر کاری
non-business expense
هزینه غیر کاری
non-business activities
فعالیتهای غیر کاری
doing non-business
انجام کارهای غیر کاری
purely non-business
کاملاً غیر کاری
non-business purpose
هدف غیر کاری
outside non-business
خارج از کار
non-business income
درآمد غیر کاری
strictly non-business
کاملاً غیر کاری
we discussed non-business topics like travel and hobbies.
ما در مورد موضوعات غیرتجاری مانند سفر و سرگرمیها گفت و گو کردیم.
the meeting focused on non-business networking opportunities.
این جلسه روی فرصتهای شبکهسازی غیرتجاری متمرکز بود.
let's keep this conversation strictly non-business.
لطفاً این گفت و گو را صرفاً به عنوان غیرتجاری حفظ کنید.
the team building exercise was entirely non-business related.
این تمرین سازماندهی تیم به طور کامل با موضوعات غیرتجاری مرتبط بود.
i prefer non-business interactions with my colleagues.
من بیشتر با همکارانم در مورد موضوعات غیرتجاری تعامل میکنم.
the event included non-business entertainment and food.
این رویداد شامل سرگرمیهای غیرتجاری و غذا بود.
it's nice to have some non-business small talk sometimes.
گاهی اوقات داشتن گفت و گوی کوچک غیرتجاری لذت بخش است.
the after-work drinks were purely for non-business socializing.
نوشیدنیهای پس از کار صرفاً برای اجتماعات غیرتجاری بود.
we engaged in some non-business banter during the break.
در طول استراحت ما در گفت و گوی غیرتجاری شرکت کردیم.
the goal was to foster non-business relationships within the team.
هدف ایجاد روابط غیرتجاری درون تیم بود.
the weekend retreat was designed for non-business relaxation.
این بازدید انتهای هفته برای استراحت غیرتجاری طراحی شده بود.
non-business hours
ساعات غیر کاری
non-business travel
سفر غیر کاری
non-business expense
هزینه غیر کاری
non-business activities
فعالیتهای غیر کاری
doing non-business
انجام کارهای غیر کاری
purely non-business
کاملاً غیر کاری
non-business purpose
هدف غیر کاری
outside non-business
خارج از کار
non-business income
درآمد غیر کاری
strictly non-business
کاملاً غیر کاری
we discussed non-business topics like travel and hobbies.
ما در مورد موضوعات غیرتجاری مانند سفر و سرگرمیها گفت و گو کردیم.
the meeting focused on non-business networking opportunities.
این جلسه روی فرصتهای شبکهسازی غیرتجاری متمرکز بود.
let's keep this conversation strictly non-business.
لطفاً این گفت و گو را صرفاً به عنوان غیرتجاری حفظ کنید.
the team building exercise was entirely non-business related.
این تمرین سازماندهی تیم به طور کامل با موضوعات غیرتجاری مرتبط بود.
i prefer non-business interactions with my colleagues.
من بیشتر با همکارانم در مورد موضوعات غیرتجاری تعامل میکنم.
the event included non-business entertainment and food.
این رویداد شامل سرگرمیهای غیرتجاری و غذا بود.
it's nice to have some non-business small talk sometimes.
گاهی اوقات داشتن گفت و گوی کوچک غیرتجاری لذت بخش است.
the after-work drinks were purely for non-business socializing.
نوشیدنیهای پس از کار صرفاً برای اجتماعات غیرتجاری بود.
we engaged in some non-business banter during the break.
در طول استراحت ما در گفت و گوی غیرتجاری شرکت کردیم.
the goal was to foster non-business relationships within the team.
هدف ایجاد روابط غیرتجاری درون تیم بود.
the weekend retreat was designed for non-business relaxation.
این بازدید انتهای هفته برای استراحت غیرتجاری طراحی شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید