non-essentials

[ایالات متحده]/[nɒn ɪˈsen(t)ʃəls]/
[بریتانیا]/[nɒn ɪˈsen(t)ʃəls]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اقلامی که ضروری نیستند؛ چیزهایی که لازم نیستند؛ چیزهایی که حیاتی یا حیاتی نیستند؛ اقلامی که می‌توان از آن‌ها صرف نظر کرد.

عبارات و ترکیب‌ها

cut non-essentials

حذف موارد غیرضروری

ignoring non-essentials

نادیده گرفتن موارد غیرضروری

non-essential items

موارد غیرضروری

eliminate non-essentials

حذف موارد غیرضروری

focus on non-essentials

تمرکز بر موارد غیرضروری

avoid non-essentials

اجتناب از موارد غیرضروری

listed non-essentials

لیست موارد غیرضروری

removing non-essentials

حذف موارد غیرضروری

just non-essentials

فقط موارد غیرضروری

these non-essentials

این موارد غیرضروری

جملات نمونه

we trimmed the non-essentials from the project proposal to focus on core features.

ما موارد غیرضروری را از پیشنهاد پروژه حذف کردیم تا بر روی ویژگی‌های اصلی تمرکز کنیم.

during the move, we boxed up the non-essentials for storage or donation.

در حین جابجایی، ما وسایل غیرضروری را برای نگهداری یا اهدای آنها بسته‌بندی کردیم.

the marketing campaign cut non-essentials to reduce costs and maximize impact.

کمپین بازاریابی موارد غیرضروری را حذف کرد تا هزینه‌ها کاهش یابد و تأثیر آن به حداکثر برسد.

he realized many of his possessions were non-essentials he didn't truly need.

او متوجه شد که بسیاری از دارایی‌هایش غیرضروری هستند و او واقعاً به آنها نیازی ندارد.

the editor removed non-essential phrases to improve the article's clarity.

ویراستار عبارات غیرضروری را حذف کرد تا وضوح مقاله را بهبود بخشد.

prioritizing the non-essentials can lead to wasted time and resources.

اولویت‌بندی موارد غیرضروری می‌تواند منجر به هدر رفتن زمان و منابع شود.

the restaurant menu featured non-essential appetizers and desserts.

منوی رستوران شامل پیش‌غذاها و دسرهای غیرضروری بود.

she focused on the non-essential details to avoid feeling overwhelmed.

او بر جزئیات غیرضروری تمرکز کرد تا از احساس غرق شدن جلوگیری کند.

the report highlighted non-essential expenses that could be reduced.

گزارش هزینه‌های غیرضروری را که می‌توان آنها را کاهش داد، برجسته کرد.

we decided to eliminate the non-essential meetings from our weekly schedule.

ما تصمیم گرفتیم جلسات غیرضروری را از برنامه هفتگی خود حذف کنیم.

the design included several non-essential decorative elements.

طراحی شامل چندین عنصر تزئینی غیرضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید