non-rodent animal
حیوان غیرجوندگان
being non-rodent
غیرجوندگان بودن
identified as non-rodent
شناسایی شده به عنوان غیرجوندگان
non-rodent species
گونههای غیرجوندگان
a non-rodent
یک غیرجوندگان
non-rodent status
وضعیت غیرجوندگان
testing non-rodents
آزمایش غیرجوندگان
clearly non-rodent
به وضوح غیرجوندگان
non-rodent population
جمعیت غیرجوندگان
considered non-rodent
در نظر گرفته شده به عنوان غیرجوندگان
the non-rodent animal, a rabbit, hopped across the field.
جانور غیرجوندگان، یک خرگوش، از مزرعه پرید.
we conducted a study on non-rodent mammals in the area.
ما یک مطالعه بر روی پستانداران غیرجوندگان در منطقه انجام دادیم.
the bait used was specifically designed for non-rodent pests.
طعمه استفاده شده به طور خاص برای آفات غیرجوندگان طراحی شده بود.
the trap was set to catch non-rodent wildlife.
تله برای شکار حیات وحش غیرجوندگان تنظیم شده بود.
our research focused on non-rodent bird populations.
تحقیق ما بر روی جمعیت پرندگان غیرجوندگان متمرکز بود.
the farmer protected his crops from non-rodent herbivores.
کشاورز محصولات خود را از گیاهخواران غیرجوندگان محافظت کرد.
we observed several non-rodent species during our hike.
ما چندین گونه غیرجوندگان را در طول پیادهروی خود مشاهده کردیم.
the veterinarian specialized in treating non-rodent pets.
دامپزشک در درمان حیوانات خانگی غیرجوندگان تخصص داشت.
the survey included data on non-rodent insect activity.
پرسشنامه شامل دادههایی در مورد فعالیت حشرات غیرجوندگان بود.
the biologist studied the behavior of non-rodent primates.
زیستشناس رفتار پستانداران غیرجوندگان را مطالعه کرد.
the area is home to a diverse range of non-rodent creatures.
این منطقه میزبان طیف متنوعی از موجودات غیرجوندگان است.
non-rodent animal
حیوان غیرجوندگان
being non-rodent
غیرجوندگان بودن
identified as non-rodent
شناسایی شده به عنوان غیرجوندگان
non-rodent species
گونههای غیرجوندگان
a non-rodent
یک غیرجوندگان
non-rodent status
وضعیت غیرجوندگان
testing non-rodents
آزمایش غیرجوندگان
clearly non-rodent
به وضوح غیرجوندگان
non-rodent population
جمعیت غیرجوندگان
considered non-rodent
در نظر گرفته شده به عنوان غیرجوندگان
the non-rodent animal, a rabbit, hopped across the field.
جانور غیرجوندگان، یک خرگوش، از مزرعه پرید.
we conducted a study on non-rodent mammals in the area.
ما یک مطالعه بر روی پستانداران غیرجوندگان در منطقه انجام دادیم.
the bait used was specifically designed for non-rodent pests.
طعمه استفاده شده به طور خاص برای آفات غیرجوندگان طراحی شده بود.
the trap was set to catch non-rodent wildlife.
تله برای شکار حیات وحش غیرجوندگان تنظیم شده بود.
our research focused on non-rodent bird populations.
تحقیق ما بر روی جمعیت پرندگان غیرجوندگان متمرکز بود.
the farmer protected his crops from non-rodent herbivores.
کشاورز محصولات خود را از گیاهخواران غیرجوندگان محافظت کرد.
we observed several non-rodent species during our hike.
ما چندین گونه غیرجوندگان را در طول پیادهروی خود مشاهده کردیم.
the veterinarian specialized in treating non-rodent pets.
دامپزشک در درمان حیوانات خانگی غیرجوندگان تخصص داشت.
the survey included data on non-rodent insect activity.
پرسشنامه شامل دادههایی در مورد فعالیت حشرات غیرجوندگان بود.
the biologist studied the behavior of non-rodent primates.
زیستشناس رفتار پستانداران غیرجوندگان را مطالعه کرد.
the area is home to a diverse range of non-rodent creatures.
این منطقه میزبان طیف متنوعی از موجودات غیرجوندگان است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید