non-selective

[ایالات متحده]/[nɒn sɪˈlektɪv]/
[بریتانیا]/[nɒn sɪˈlektɪv]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناانتخابی؛ بدون تمایز؛ طراحی‌شده برای انتخاب یا انتخاب نکردن؛ کمبود انتخابی؛ بدون تمایز؛ مربوط به یک آزمون یا فرایند غیرانتخابی.

عبارات و ترکیب‌ها

non-selective buying

خرید غیر انتخابی

non-selective admission

پذیرش غیر انتخابی

non-selective testing

آزمون غیر انتخابی

being non-selective

بودن غیر انتخابی

non-selectively chosen

انتخاب شده به صورت غیر انتخابی

non-selective search

جستجوی غیر انتخابی

non-selective process

فرآیند غیر انتخابی

non-selective criteria

معیارهای غیر انتخابی

non-selective approach

رویکرد غیر انتخابی

non-selective recruitment

استخدام غیر انتخابی

جملات نمونه

the non-selective nature of the algorithm made it unsuitable for targeted marketing.

بی‌اختیار بودن الگوریتم آن را برای تبلیغات هدفمند مناسب نکرد.

we conducted a non-selective survey to gather broad public opinion.

ما یک پرسش‌نامه بی‌اختیار انجام دادیم تا نظرات عمومی گسترده‌ای جمع‌آوری شود.

the non-selective filter allowed all wavelengths of light to pass through.

فیلتر بی‌اختیار تمام طول‌های موج نور را اجازه می‌دهد عبور کنند.

his non-selective approach to problem-solving often led to inefficiencies.

رویکرد بی‌اختیار او در حل مسائل اغلب منجر به کاهش کارایی می‌شد.

the non-selective recruitment process aimed to increase diversity within the company.

فرآیند استخدام بی‌اختیاری به افزایش تنوع درون شرکت هدف داشت.

a non-selective immune response can damage healthy tissues.

پاسخ ایمنی بی‌اختیار می‌تواند بافت‌های سالم را آسیب بزند.

the non-selective purchasing policy allowed employees to buy anything they needed.

سیاست خرید بی‌اختیاری به کارمندان اجازه می‌داد تا هر چیزی را که نیاز داشتند خریداری کنند.

the non-selective data collection method yielded a large, but potentially biased, dataset.

روش جمع‌آوری داده‌های بی‌اختیاری یک مجموعه داده‌های بزرگ اما ممکن است مایل باشد، تولید کرد.

the non-selective criticism was harsh but ultimately constructive.

انتقاد بی‌اختیاری سخت بود اما در نهایت سازنده بود.

we used a non-selective sampling technique to ensure representativeness.

ما از یک فنون نمونه‌برداری بی‌اختیار برای اطمینان از نمایندگی استفاده کردیم.

the non-selective approach to risk assessment overlooked several key vulnerabilities.

رویکرد بی‌اختیاری در ارزیابی ریسک چندین آسیب‌پذیری کلیدی را نادیده گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید