| جمع | nonages |
nonage period
دوره نوجویی
during nonage
در طول نوجویی
nonage status
وضعیت نوجویی
legal nonage
نوجویی قانونی
nonage rights
حقوق نوجویی
nonage laws
قوانین نوجویی
beyond nonage
بعد از نوجویی
nonage guardianship
نگهداری از نوجوانی
nonage consent
رضایت نوجوانی
nonage issues
مسائل نوجویی
he was under nonage when he signed the contract.
او در زمان صغر سن هنگام امضای قرارداد بود.
nonage can limit one's ability to make legal decisions.
صغر سنی می تواند توانایی فرد در اتخاذ تصمیمات قانونی را محدود کند.
in many countries, nonage is defined as anyone under 18.
در بسیاری از کشورها، صغر سن به عنوان هر کسی زیر 18 سال تعریف می شود.
she received special permissions due to her nonage.
به دلیل صغر سن، او اجازه های ویژه ای دریافت کرد.
nonage can affect a person's voting rights.
صغر سنی می تواند بر حقوق رای دادن یک فرد تأثیر بگذارد.
parents are responsible for their children during nonage.
در دوران صغر سن، والدین مسئولیت فرزندان خود را بر عهده دارند.
the law protects minors from certain responsibilities of nonage.
قانون از نوجوانان در برابر برخی از مسئولیت های صغر سنی محافظت می کند.
he argued that his actions were due to his nonage.
او استدلال کرد که اقدامات او به دلیل صغر سن او بوده است.
nonage status often requires parental consent.
وضعیت صغر سنی اغلب نیاز به رضایت والدین دارد.
she was unable to travel alone because of her nonage.
به دلیل صغر سن، او نتوانست به تنهایی سفر کند.
nonage period
دوره نوجویی
during nonage
در طول نوجویی
nonage status
وضعیت نوجویی
legal nonage
نوجویی قانونی
nonage rights
حقوق نوجویی
nonage laws
قوانین نوجویی
beyond nonage
بعد از نوجویی
nonage guardianship
نگهداری از نوجوانی
nonage consent
رضایت نوجوانی
nonage issues
مسائل نوجویی
he was under nonage when he signed the contract.
او در زمان صغر سن هنگام امضای قرارداد بود.
nonage can limit one's ability to make legal decisions.
صغر سنی می تواند توانایی فرد در اتخاذ تصمیمات قانونی را محدود کند.
in many countries, nonage is defined as anyone under 18.
در بسیاری از کشورها، صغر سن به عنوان هر کسی زیر 18 سال تعریف می شود.
she received special permissions due to her nonage.
به دلیل صغر سن، او اجازه های ویژه ای دریافت کرد.
nonage can affect a person's voting rights.
صغر سنی می تواند بر حقوق رای دادن یک فرد تأثیر بگذارد.
parents are responsible for their children during nonage.
در دوران صغر سن، والدین مسئولیت فرزندان خود را بر عهده دارند.
the law protects minors from certain responsibilities of nonage.
قانون از نوجوانان در برابر برخی از مسئولیت های صغر سنی محافظت می کند.
he argued that his actions were due to his nonage.
او استدلال کرد که اقدامات او به دلیل صغر سن او بوده است.
nonage status often requires parental consent.
وضعیت صغر سنی اغلب نیاز به رضایت والدین دارد.
she was unable to travel alone because of her nonage.
به دلیل صغر سن، او نتوانست به تنهایی سفر کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید