nonage

[ایالات متحده]/ˈnɒnɪdʒ/
[بریتانیا]/ˈnɑːnɪdʒ/

ترجمه

n. دوره نوبت؛ مرحله اولیه توسعه؛ نارسایی؛ جوانی
Word Forms
جمعnonages

عبارات و ترکیب‌ها

nonage period

دوره نوجویی

during nonage

در طول نوجویی

nonage status

وضعیت نوجویی

legal nonage

نوجویی قانونی

nonage rights

حقوق نوجویی

nonage laws

قوانین نوجویی

beyond nonage

بعد از نوجویی

nonage guardianship

نگهداری از نوجوانی

nonage consent

رضایت نوجوانی

nonage issues

مسائل نوجویی

جملات نمونه

he was under nonage when he signed the contract.

او در زمان صغر سن هنگام امضای قرارداد بود.

nonage can limit one's ability to make legal decisions.

صغر سنی می تواند توانایی فرد در اتخاذ تصمیمات قانونی را محدود کند.

in many countries, nonage is defined as anyone under 18.

در بسیاری از کشورها، صغر سن به عنوان هر کسی زیر 18 سال تعریف می شود.

she received special permissions due to her nonage.

به دلیل صغر سن، او اجازه های ویژه ای دریافت کرد.

nonage can affect a person's voting rights.

صغر سنی می تواند بر حقوق رای دادن یک فرد تأثیر بگذارد.

parents are responsible for their children during nonage.

در دوران صغر سن، والدین مسئولیت فرزندان خود را بر عهده دارند.

the law protects minors from certain responsibilities of nonage.

قانون از نوجوانان در برابر برخی از مسئولیت های صغر سنی محافظت می کند.

he argued that his actions were due to his nonage.

او استدلال کرد که اقدامات او به دلیل صغر سن او بوده است.

nonage status often requires parental consent.

وضعیت صغر سنی اغلب نیاز به رضایت والدین دارد.

she was unable to travel alone because of her nonage.

به دلیل صغر سن، او نتوانست به تنهایی سفر کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید