nonages

[ایالات متحده]/ˈnɒnɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈnɑːnɪdʒɪz/

ترجمه

n. دوره کودکی؛ جوانی؛ نابالغی یا مرحله اولیه توسعه

عبارات و ترکیب‌ها

nonages of life

دهه های زندگی

nonages and beyond

دهه ها و فراتر از آن

nonages experience

تجربه دهه ها

nonages challenges

چالش های دهه ها

nonages perspective

دیدگاه دهه ها

nonages development

توسعه دهه ها

nonages transition

انتقال دهه ها

nonages issues

مسائل دهه ها

nonages context

زمینه دهه ها

nonages period

دوره دهه ها

جملات نمونه

she has lived for nearly nine nonages.

او نزدیک به نه دهه زندگی کرده است.

many people in their nonages enjoy traveling.

بسیاری از افراد در نود سالگی از سفر کردن لذت می برند.

he celebrated his nonages with a big party.

او نود سالگی خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفت.

nonages can bring wisdom and experience.

نود سالگی می تواند همراه با خرد و تجربه باشد.

her nonages were filled with remarkable achievements.

نود سالگی او با دستاوردهای قابل توجه پر شده بود.

living through two nonages is a rare feat.

زندگی کردن در طول دو دهه یک دستاورد نادر است.

in their nonages, many seek to pass on knowledge.

در نود سالگی، بسیاری به دنبال انتقال دانش هستند.

their nonages were marked by significant historical events.

نود سالگی آنها با وقایع تاریخی مهم مشخص شد.

nonages often require special health care.

نود سالگی اغلب نیاز به مراقبت های بهداشتی ویژه دارد.

he wrote a memoir reflecting on his nonages.

او خاطراتی نوشت که در آن به نود سالگی خود فکر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید