nonages of life
دهه های زندگی
nonages and beyond
دهه ها و فراتر از آن
nonages experience
تجربه دهه ها
nonages challenges
چالش های دهه ها
nonages perspective
دیدگاه دهه ها
nonages development
توسعه دهه ها
nonages transition
انتقال دهه ها
nonages issues
مسائل دهه ها
nonages context
زمینه دهه ها
nonages period
دوره دهه ها
she has lived for nearly nine nonages.
او نزدیک به نه دهه زندگی کرده است.
many people in their nonages enjoy traveling.
بسیاری از افراد در نود سالگی از سفر کردن لذت می برند.
he celebrated his nonages with a big party.
او نود سالگی خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفت.
nonages can bring wisdom and experience.
نود سالگی می تواند همراه با خرد و تجربه باشد.
her nonages were filled with remarkable achievements.
نود سالگی او با دستاوردهای قابل توجه پر شده بود.
living through two nonages is a rare feat.
زندگی کردن در طول دو دهه یک دستاورد نادر است.
in their nonages, many seek to pass on knowledge.
در نود سالگی، بسیاری به دنبال انتقال دانش هستند.
their nonages were marked by significant historical events.
نود سالگی آنها با وقایع تاریخی مهم مشخص شد.
nonages often require special health care.
نود سالگی اغلب نیاز به مراقبت های بهداشتی ویژه دارد.
he wrote a memoir reflecting on his nonages.
او خاطراتی نوشت که در آن به نود سالگی خود فکر کرد.
nonages of life
دهه های زندگی
nonages and beyond
دهه ها و فراتر از آن
nonages experience
تجربه دهه ها
nonages challenges
چالش های دهه ها
nonages perspective
دیدگاه دهه ها
nonages development
توسعه دهه ها
nonages transition
انتقال دهه ها
nonages issues
مسائل دهه ها
nonages context
زمینه دهه ها
nonages period
دوره دهه ها
she has lived for nearly nine nonages.
او نزدیک به نه دهه زندگی کرده است.
many people in their nonages enjoy traveling.
بسیاری از افراد در نود سالگی از سفر کردن لذت می برند.
he celebrated his nonages with a big party.
او نود سالگی خود را با یک مهمانی بزرگ جشن گرفت.
nonages can bring wisdom and experience.
نود سالگی می تواند همراه با خرد و تجربه باشد.
her nonages were filled with remarkable achievements.
نود سالگی او با دستاوردهای قابل توجه پر شده بود.
living through two nonages is a rare feat.
زندگی کردن در طول دو دهه یک دستاورد نادر است.
in their nonages, many seek to pass on knowledge.
در نود سالگی، بسیاری به دنبال انتقال دانش هستند.
their nonages were marked by significant historical events.
نود سالگی آنها با وقایع تاریخی مهم مشخص شد.
nonages often require special health care.
نود سالگی اغلب نیاز به مراقبت های بهداشتی ویژه دارد.
he wrote a memoir reflecting on his nonages.
او خاطراتی نوشت که در آن به نود سالگی خود فکر کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید