nondirectional

[ایالات متحده]/ˌnɒndɪˈrɛkʃənl/
[بریتانیا]/ˌnɑːndɪˈrɛkʃənl/

ترجمه

adj. بدون داشتن یک جهت خاص؛ مناسب برای همه جهات

عبارات و ترکیب‌ها

nondirectional antenna

آنتن غیرجهت‌دار

nondirectional signal

سیگنال غیرجهت‌دار

nondirectional approach

رویکرد غیرجهت‌دار

nondirectional lighting

نورپردازی غیرجهت‌دار

nondirectional flow

جریان غیرجهت‌دار

nondirectional sound

صدای غیرجهت‌دار

nondirectional behavior

رفتار غیرجهت‌دار

nondirectional movement

حرکت غیرجهت‌دار

nondirectional pattern

الگوی غیرجهت‌دار

nondirectional style

سبک غیرجهت‌دار

جملات نمونه

the device operates in a nondirectional manner.

دستگاه به صورت غیرجهت‌دار عمل می‌کند.

nondirectional antennas can receive signals from any direction.

آنتن‌های غیرجهت‌دار می‌توانند سیگنال‌ها را از هر جهتی دریافت کنند.

in a nondirectional approach, all views are considered equally.

در یک رویکرد غیرجهت‌دار، همه دیدگاه‌ها به طور مساوی در نظر گرفته می‌شوند.

the nondirectional nature of the system simplifies the design.

ماهیت غیرجهت‌دار سیستم طراحی را ساده می‌کند.

they created a nondirectional strategy for the project.

آنها یک استراتژی غیرجهت‌دار برای پروژه ایجاد کردند.

nondirectional lighting can enhance the ambiance of a room.

نورپردازی غیرجهت‌دار می‌تواند فضای یک اتاق را بهبود بخشد.

the study focused on nondirectional communication methods.

مطالعه بر روی روش‌های ارتباطی غیرجهت‌دار متمرکز بود.

using a nondirectional approach can foster creativity.

استفاده از یک رویکرد غیرجهت‌دار می‌تواند خلاقیت را تقویت کند.

her feedback was nondirectional, allowing for open discussion.

بازخورد او غیرجهت‌دار بود و به بحث آزاد اجازه می‌داد.

the nondirectional flow of information improved team collaboration.

جریان غیرجهت‌دار اطلاعات همکاری تیمی را بهبود بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید