nonfish

[ایالات متحده]/nɒnˈfɪʃ/
[بریتانیا]/nɑːnˈfɪʃ/

ترجمه

adj. نه ماهی بودن؛ مربوط به ماهی نیستند
n. چیزی که ماهی نیست؛ موجودیت یا نهاد غیر ماهی

عبارات و ترکیب‌ها

nonfish options

گزینه‌های غیر ماهی

nonfish products

محصولات غیر ماهی

nonfish protein

پروتئین غیر ماهی

nonfish sources

منابع غیر ماهی

nonfish alternatives

جایگزین‌های غیر ماهی

nonfish diet

رژیم غذایی غیر ماهی

nonfishing industry

صنعت ماهیگیری غیر

nonfish food

غذاهای غیر ماهی

nonfish species

گونه‌های غیر ماهی

nonfish catches

صیدهای غیر ماهی

جملات نمونه

nonfish sources of protein are becoming increasingly popular among vegetarians.

منابع غیر ماهی، پروتئین، به طور فزاینده‌ای در میان گیاهخواران محبوب می‌شوند.

the supermarket has a dedicated section for nonfish seafood alternatives.

سوپرمارکت بخشی را به جایگزین‌های غیر ماهی در محصولات دریایی اختصاص داده است.

many consumers are switching to nonfish options for environmental reasons.

بسیاری از مصرف‌کنندگان به دلایل زیست‌محیطی به گزینه‌های غیر ماهی روی می‌آورند.

nonfish omega-3 supplements provide similar benefits to traditional fish oil.

مکمل‌های امگا 3 غیر ماهی، فوایدی مشابه روغن ماهی سنتی ارائه می‌دهند.

the restaurant offers several nonfish dishes for customers who avoid seafood.

رستوران چندین غذای غیر ماهی را برای مشتریانی که از خوردن غذاهای دریایی خودداری می‌کنند ارائه می‌دهد.

nonfish aquaculture operations are expanding rapidly in coastal regions.

عملیات آب‌پروری غیر ماهی به سرعت در مناطق ساحلی در حال گسترش است.

the nutritionist compared the health benefits of fish versus nonfish proteins.

متخصص تغذیه فواید سلامتی ماهی در مقابل پروتئین‌های غیر ماهی را مقایسه کرد.

nonfish gelatin alternatives are widely available for vegetarian consumers.

جایگزین‌های ژلاتین غیر ماهی به طور گسترده برای مصرف‌کنندگان گیاهخوار در دسترس است.

the market for nonfish products has grown significantly over the past decade.

بازار محصولات غیر ماهی در ده سال گذشته به طور قابل توجهی رشد کرده است.

doctors sometimes recommend nonfish sources of nutrients for patients with allergies.

پزشکان گاهی اوقات منابع غیر ماهی مواد مغذی را برای بیماران مبتلا به آلرژی توصیه می‌کنند.

nonfish bait is commonly used by anglers practicing catch-and-release fishing.

طعم غیر ماهی معمولاً توسط ماهیگیرانی که ماهیگیری با رهاسازی مجدد را انجام می‌دهند استفاده می‌شود.

the cookbook features an entire chapter dedicated to nonfish recipes.

کتاب آشپزی یک فصل کامل را به دستورالعمل‌های غیر ماهی اختصاص داده است.

researchers are developing innovative nonfish methods for sustainable food production.

محققان در حال توسعه روش‌های غیر ماهی نوآورانه برای تولید غذاهای پایدار هستند.

some traditional cuisines have relied on nonfish ingredients for centuries.

برخی از غذاهای سنتی به طور سنتی به مواد غیر ماهی متکی بوده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید