nonjuror

[ایالات متحده]/nɒnˈdʒʊərə/
[بریتانیا]/nɑnˈdʒʊrər/

ترجمه

n. شخصی که از ادا کردن سوگند وفاداری خودداری می‌کند
شکل‌های واژه
جمعnonjurors

عبارات و ترکیب‌ها

nonjuror oath

قسم غیر داور

nonjuror status

وضعیت غیر داور

nonjuror group

گروه غیر داور

nonjuror beliefs

اعتقادات غیر داور

nonjuror rights

حقوق غیر داور

nonjuror assembly

اجتماع غیر داور

nonjuror community

جامعه غیر داور

nonjuror perspective

دیدگاه غیر داور

nonjuror tradition

تقاليد غير داور

nonjuror meeting

جلسه غیر داور

جملات نمونه

the nonjuror refused to take the oath of allegiance.

غيرقانوني از سوگند وفاداري امتناع کرد.

many nonjurors faced persecution during the political turmoil.

بسیاری از غیرقانونی ها در زمان آشفتگی های سیاسی مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

the nonjuror movement gained traction in the 18th century.

جنبش غیرقانونی در قرن هجدهم محبوبیت بیشتری پیدا کرد.

nonjurors often held secret meetings to discuss their beliefs.

غیرقانونی ها اغلب جلسات مخفی برای بحث در مورد باورهای خود برگزار می کردند.

the concept of nonjurorism is rooted in religious dissent.

مفهوم غیرقانونی بودن ریشه در مخالفت مذهبی دارد.

some nonjurors were exiled due to their convictions.

برخی از غیرقانونی ها به دلیل باورهای خود تبعید شدند.

nonjurors maintained their own clergy separate from the state church.

غیرقانونی ها روحانیون خود را جدا از کلیسای دولتی حفظ کردند.

the nonjuror community was tight-knit and supportive.

جامعه غیرقانونی منسجم و پشتیبان بود.

historically, nonjurors have been seen as dissenters.

به طور تاریخی، غیرقانونی ها به عنوان مخالفان دیده شده اند.

nonjurors often faced social ostracism for their beliefs.

غیرقانونی ها اغلب به دلیل باورهای خود با طرد اجتماعی مواجه می شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید