nonlogical

[ایالات متحده]/nɒnˈlɒdʒɪkəl/
[بریتانیا]/nɑnˈlɑdʒɪkəl/

ترجمه

adj. به اصول منطقی پایبند نیست

عبارات و ترکیب‌ها

nonlogical reasoning

استدلال غیرمنطقی

nonlogical thought

تفکر غیرمنطقی

nonlogical argument

بحث غیرمنطقی

nonlogical behavior

رفتار غیرمنطقی

nonlogical analysis

تجزیه و تحلیل غیرمنطقی

nonlogical claim

ادعای غیرمنطقی

nonlogical conclusion

نتیجه‌گیری غیرمنطقی

nonlogical process

فرآیند غیرمنطقی

nonlogical system

سیستم غیرمنطقی

nonlogical pattern

الگوی غیرمنطقی

جملات نمونه

the argument presented was completely nonlogical.

استدلال ارائه شده کاملاً غیرمنطقی بود.

his nonlogical reasoning led to a wrong conclusion.

استدلال غیرمنطقی او منجر به نتیجه گیری اشتباه شد.

it’s nonlogical to assume everyone will agree with you.

فرض کردن اینکه همه با شما موافق خواهند بود غیرمنطقی است.

she made a nonlogical decision that surprised everyone.

او تصمیمی غیرمنطقی گرفت که همه را شگفت زده کرد.

nonlogical behavior can often lead to misunderstandings.

رفتار غیرمنطقی اغلب می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the nonlogical flow of the story confused the readers.

جریان غیرمنطقی داستان باعث سردرگمی خوانندگان شد.

his nonlogical approach to problem-solving frustrated the team.

رویکرد غیرمنطقی او به حل مسئله باعث ناامیدی تیم شد.

it's nonlogical to ignore the evidence presented.

نادیده گرفتن شواهد ارائه شده غیرمنطقی است.

many found her nonlogical comments difficult to follow.

بسیاری از نظرات غیرمنطقی او را دشوار یافتند.

his nonlogical thinking often leads to unexpected results.

تفکر غیرمنطقی او اغلب منجر به نتایج غیرمنتظره می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید