nonmechanical

[ایالات متحده]/nɒn.məˈkæn.ɪ.kəl/
[بریتانیا]/nɑːn.məˈkæn.ɪ.kəl/

ترجمه

adj. غیر وابسته به یا توسط ماشین‌ها عمل نمی‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

nonmechanical device

دستگاه غیرمکانیکی

nonmechanical systems

سیستم‌های غیرمکانیکی

nonmechanical methods

روش‌های غیرمکانیکی

nonmechanical components

قطعات غیرمکانیکی

nonmechanical processes

فرآیندهای غیرمکانیکی

nonmechanical tools

ابزارهای غیرمکانیکی

nonmechanical solutions

راه حل های غیرمکانیکی

nonmechanical operations

عملیات غیرمکانیکی

nonmechanical applications

کاربردهای غیرمکانیکی

nonmechanical technologies

فناوری های غیرمکانیکی

جملات نمونه

the artist used nonmechanical methods to create her sculptures.

هنرمند از روش‌های غیرمکانیکی برای ساختن مجسمه‌های خود استفاده کرد.

nonmechanical systems often rely on human intuition.

سیستم‌های غیرمکانیکی اغلب به غریزه انسان متکی هستند.

he preferred nonmechanical approaches in his research.

او ترجیح داد رویکردهای غیرمکانیکی را در تحقیقات خود به کار گیرد.

nonmechanical devices can be more sustainable.

دستگاه‌های غیرمکانیکی می‌توانند پایدارتر باشند.

many nonmechanical processes are essential in nature.

بسیاری از فرآیندهای غیرمکانیکی در طبیعت ضروری هستند.

she demonstrated a nonmechanical way of solving problems.

او یک راه حل غیرمکانیکی برای حل مشکلات نشان داد.

nonmechanical techniques can enhance creativity.

تکنیک‌های غیرمکانیکی می‌توانند خلاقیت را افزایش دهند.

he focused on nonmechanical solutions for the project.

او بر روی راه‌حل‌های غیرمکانیکی برای پروژه تمرکز کرد.

nonmechanical learning methods can be more effective.

روش‌های یادگیری غیرمکانیکی می‌توانند مؤثرتر باشند.

they explored nonmechanical options for transportation.

آنها گزینه‌های غیرمکانیکی برای حمل و نقل را بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید