nonmechanical device
دستگاه غیرمکانیکی
nonmechanical systems
سیستمهای غیرمکانیکی
nonmechanical methods
روشهای غیرمکانیکی
nonmechanical components
قطعات غیرمکانیکی
nonmechanical processes
فرآیندهای غیرمکانیکی
nonmechanical tools
ابزارهای غیرمکانیکی
nonmechanical solutions
راه حل های غیرمکانیکی
nonmechanical operations
عملیات غیرمکانیکی
nonmechanical applications
کاربردهای غیرمکانیکی
nonmechanical technologies
فناوری های غیرمکانیکی
the artist used nonmechanical methods to create her sculptures.
هنرمند از روشهای غیرمکانیکی برای ساختن مجسمههای خود استفاده کرد.
nonmechanical systems often rely on human intuition.
سیستمهای غیرمکانیکی اغلب به غریزه انسان متکی هستند.
he preferred nonmechanical approaches in his research.
او ترجیح داد رویکردهای غیرمکانیکی را در تحقیقات خود به کار گیرد.
nonmechanical devices can be more sustainable.
دستگاههای غیرمکانیکی میتوانند پایدارتر باشند.
many nonmechanical processes are essential in nature.
بسیاری از فرآیندهای غیرمکانیکی در طبیعت ضروری هستند.
she demonstrated a nonmechanical way of solving problems.
او یک راه حل غیرمکانیکی برای حل مشکلات نشان داد.
nonmechanical techniques can enhance creativity.
تکنیکهای غیرمکانیکی میتوانند خلاقیت را افزایش دهند.
he focused on nonmechanical solutions for the project.
او بر روی راهحلهای غیرمکانیکی برای پروژه تمرکز کرد.
nonmechanical learning methods can be more effective.
روشهای یادگیری غیرمکانیکی میتوانند مؤثرتر باشند.
they explored nonmechanical options for transportation.
آنها گزینههای غیرمکانیکی برای حمل و نقل را بررسی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید