nonobservances

[ایالات متحده]/nɒnəbˈzɜːvənss/
[بریتانیا]/nɑnəbˈzɜrvənsɪz/

ترجمه

n. عدم رعایت یک قانون یا قاعده

عبارات و ترکیب‌ها

nonobservances policy

سیاست عدم رعایت

nonobservances report

گزارش عدم رعایت

nonobservances list

لیست عدم رعایت

nonobservances issues

مشکلات عدم رعایت

nonobservances cases

موارد عدم رعایت

nonobservances guidelines

دستورالعمل‌های عدم رعایت

nonobservances trends

روندهای عدم رعایت

nonobservances analysis

تجزیه و تحلیل عدم رعایت

nonobservances consequences

پیامدهای عدم رعایت

nonobservances violations

نقض قوانین عدم رعایت

جملات نمونه

his nonobservances of the rules led to serious consequences.

عدم رعایت قوانین منجر به عواقب جدی شد.

the company faced penalties due to nonobservances of safety regulations.

شرکت به دلیل عدم رعایت مقررات ایمنی با مجازات روبرو شد.

nonobservances in protocol can result in misunderstandings.

عدم رعایت پروتکل می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

her nonobservances during the meeting were noted by the manager.

عدم رعایت او در طول جلسه توسط مدیر مورد توجه قرار گرفت.

nonobservances of ethical standards can damage a reputation.

عدم رعایت استانداردهای اخلاقی می تواند به شهرت آسیب برساند.

he was warned about his nonobservances of the dress code.

او در مورد عدم رعایت کد لباس توسط او هشدار داده شد.

nonobservances in the contract can lead to legal issues.

عدم رعایت در قرارداد می تواند منجر به مشکلات قانونی شود.

the teacher addressed the students' nonobservances in class behavior.

معلم به عدم رعایت رفتار دانش آموزان در کلاس رسیدگی کرد.

nonobservances of deadlines can affect project outcomes.

عدم رعایت مهلت ها می تواند بر نتایج پروژه تأثیر بگذارد.

his nonobservances of social norms made him stand out.

عدم رعایت هنجارهای اجتماعی باعث شد او از دیگران متمایز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید