talk nosily
صحبت کردن با صدای بلند
laugh nosily
خندیدن با صدای بلند
play nosily
بازی کردن با صدای بلند
eat nosily
غذا خوردن با صدای بلند
argue nosily
بحث کردن با صدای بلند
whisper nosily
نجوا کردن با صدای بلند
move nosily
حرکت کردن با صدای بلند
sing nosily
آواز خواندن با صدای بلند
shout nosily
داد زدن با صدای بلند
cheer nosily
تشویق کردن با صدای بلند
the children played nosily in the backyard.
کودکان با سروصدای زیاد در حیاط پشتی بازی کردند.
she nosily interrupted the meeting with her questions.
او با سوالاتش جلسه را با سروصدای زیاد قطع کرد.
they nosily celebrated their friend's birthday at the restaurant.
آنها تولد دوست خود را با سروصدای زیاد در رستوران جشن گرفتند.
the dog barked nosily at the passing cars.
سگ با سروصدای زیاد به ماشینهای عبوری پارس کرد.
he nosily complained about the service at the hotel.
او با سروصدای زیاد در مورد خدمات هتل شکایت کرد.
the kids nosily argued over their toys.
بچهها با سروصدای زیاد در مورد اسباببازیهایشان بحث کردند.
she nosily cheered for her team during the game.
او با سروصدای زیاد در طول بازی برای تیمش تشویق کرد.
they nosily discussed their plans for the weekend.
آنها برنامههای آخر هفته خود را با سروصدای زیاد مورد بحث قرار دادند.
the crowd nosily applauded the performance.
تماشاگران با سروصدای زیاد از اجرا تشویق کردند.
he nosily played music while cooking in the kitchen.
او در حالی که در آشپزخانه آشپزی میکرد، با سروصدای زیاد موسیقی پخش کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید