nosily

[ایالات متحده]/ˈnəʊ.zɪ.li/
[بریتانیا]/ˈnoʊ.zɪ.li/

ترجمه

adv. کنجکاوانه; مداخله‌گرانه

عبارات و ترکیب‌ها

talk nosily

صحبت کردن با صدای بلند

laugh nosily

خندیدن با صدای بلند

play nosily

بازی کردن با صدای بلند

eat nosily

غذا خوردن با صدای بلند

argue nosily

بحث کردن با صدای بلند

whisper nosily

نجوا کردن با صدای بلند

move nosily

حرکت کردن با صدای بلند

sing nosily

آواز خواندن با صدای بلند

shout nosily

داد زدن با صدای بلند

cheer nosily

تشویق کردن با صدای بلند

جملات نمونه

the children played nosily in the backyard.

کودکان با سروصدای زیاد در حیاط پشتی بازی کردند.

she nosily interrupted the meeting with her questions.

او با سوالاتش جلسه را با سروصدای زیاد قطع کرد.

they nosily celebrated their friend's birthday at the restaurant.

آنها تولد دوست خود را با سروصدای زیاد در رستوران جشن گرفتند.

the dog barked nosily at the passing cars.

سگ با سروصدای زیاد به ماشین‌های عبوری پارس کرد.

he nosily complained about the service at the hotel.

او با سروصدای زیاد در مورد خدمات هتل شکایت کرد.

the kids nosily argued over their toys.

بچه‌ها با سروصدای زیاد در مورد اسباب‌بازی‌هایشان بحث کردند.

she nosily cheered for her team during the game.

او با سروصدای زیاد در طول بازی برای تیمش تشویق کرد.

they nosily discussed their plans for the weekend.

آنها برنامه‌های آخر هفته خود را با سروصدای زیاد مورد بحث قرار دادند.

the crowd nosily applauded the performance.

تماشاگران با سروصدای زیاد از اجرا تشویق کردند.

he nosily played music while cooking in the kitchen.

او در حالی که در آشپزخانه آشپزی می‌کرد، با سروصدای زیاد موسیقی پخش کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید