notches

[ایالات متحده]/nɒtʃɪz/
[بریتانیا]/nɑːtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نشانه‌های شکل V بر روی لبه یا سطح؛ برش‌ها؛ سطوح؛ درجات

عبارات و ترکیب‌ها

notches up

افزایش می‌دهد

notches down

کاهش می‌دهد

notches higher

بالاتر

notches lower

پایین‌تر

notches on

روشن

notches off

خاموش

notches away

دور

notches together

در کنار هم

notches marked

علامت‌گذاری شده

notches counted

شمارش شده

جملات نمونه

the carpenter made several notches in the wood for better support.

نجار برای استحکام بیشتر، چند فرورفتگی در چوب ایجاد کرد.

she marked notches on the tree to keep track of her height.

او فرورفتگی‌هایی روی درخت ایجاد کرد تا قد خود را ردیابی کند.

the belt had notches to adjust its size easily.

کمربند دارای فرورفتگی‌هایی بود تا به راحتی اندازه آن تنظیم شود.

he carved notches into the stone to create a pattern.

او فرورفتگی‌هایی روی سنگ ایجاد کرد تا الگویی ایجاد کند.

the athlete reached a new level, adding notches to his achievements.

ورزشکار به سطح جدیدی رسید و دستاوردهای خود را افزایش داد.

she kept notches on the wall to count her children’s growth.

او فرورفتگی‌هایی روی دیوار نگه داشت تا رشد فرزندانش را بشمارد.

the old tree had notches from years of weathering.

درخت قدیمی دارای فرورفتگی‌هایی بود که ناشی از سال‌ها قرار گرفتن در معرض هوا بود.

he used notches on the stick to measure the distance.

او از فرورفتگی‌های روی چوب برای اندازه‌گیری فاصله استفاده کرد.

notches on the gear help with precise alignment.

فرورفتگی‌های روی چرخ دنده به تراز دقیق کمک می‌کنند.

the artist added notches to the sculpture for texture.

هنرمند برای ایجاد بافت، فرورفتگی‌هایی به مجسمه اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید