nudenesses

[ایالات متحده]/njuːdnəsɪz/
[بریتانیا]/nudnəsɪz/

ترجمه

n. حالت برهنگی

عبارات و ترکیب‌ها

nudenesses of art

برهنگی‌های هنر

nudenesses in nature

برهنگی‌های طبیعت

nudenesses of life

برهنگی‌های زندگی

nudenesses revealed

برهنگی‌های آشکار شده

nudenesses and beauty

برهنگی و زیبایی

nudenesses of truth

برهنگی‌های حقیقت

nudenesses in literature

برهنگی‌ها در ادبیات

nudenesses of self

برهنگی‌های خود

nudenesses displayed

برهنگی‌های به نمایش گذاشته شده

nudenesses of emotion

برهنگی‌های احساسات

جملات نمونه

art often explores themes of nudenesses and vulnerability.

هنر اغلب مضامین برهنگی و آسیب‌پذیری را بررسی می‌کند.

the nudenesses in the painting evoke a sense of freedom.

برهنگی در نقاشی، احساس آزادی را القا می‌کند.

she felt exposed by the nudenesses of her emotions.

او احساس می‌کرد که برهنگی احساساتش او را در معرض دید قرار داده است.

photographers often capture the beauty of nudenesses in nature.

عکاسان اغلب زیبایی برهنگی در طبیعت را ثبت می‌کنند.

the exhibition featured various interpretations of nudenesses.

نمایشگاه تفسیرهای مختلفی از برهنگی ارائه داد.

in literature, nudenesses can symbolize honesty and openness.

در ادبیات، برهنگی می‌تواند نمادی از صداقت و صراحت باشد.

many cultures have different attitudes towards nudenesses.

فرهنگ‌های بسیاری در مورد برهنگی نگرش‌های متفاوتی دارند.

her art challenges societal norms regarding nudenesses.

هنر او هنجارهای اجتماعی در مورد برهنگی را به چالش می‌کشد.

the film explores the nudenesses of human relationships.

فیلم به بررسی برهنگی روابط انسانی می‌پردازد.

he wrote a poem about the nudenesses of the human body.

او شعر درباره برهنگی بدن انسان سرود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید