nudities

[ایالات متحده]/ˈnjuː.dɪ.tiz/
[بریتانیا]/ˈnuː.dɪ.tiz/

ترجمه

n. حالت برهنگی; پوست نمایان

عبارات و ترکیب‌ها

artistic nudities

برهنگی‌های هنری

female nudities

برهنگی‌های زنانه

male nudities

برهنگی‌های مردانه

nude nudities

برهنگی‌های برهنه

public nudities

برهنگی‌های عمومی

natural nudities

برهنگی‌های طبیعی

cultural nudities

برهنگی‌های فرهنگی

social nudities

برهنگی‌های اجتماعی

historical nudities

برهنگی‌های تاریخی

figurative nudities

برهنگی‌های استعاری

جملات نمونه

art often explores themes of nudities and human form.

هنر اغلب مضامین برهنگی و شکل انسان را بررسی می‌کند.

the museum displayed various sculptures that included nudities.

موزه مجسمه‌های مختلفی را به نمایش گذاشت که شامل برهنگی بود.

some cultures celebrate nudities as a form of expression.

برخی از فرهنگ‌ها برهنگی را به عنوان یک شکل بیان جشن می‌گیرند.

photography can capture the beauty of nudities in nature.

عکاسی می‌تواند زیبایی برهنگی را در طبیعت ثبت کند.

many artists have faced criticism for their portrayal of nudities.

بسیاری از هنرمندان به دلیل نحوه به تصویر کشیدن برهنگی مورد انتقاد قرار گرفته‌اند.

in some films, nudities are used to convey deeper meanings.

در برخی فیلم‌ها، از برهنگی برای انتقال معانی عمیق‌تر استفاده می‌شود.

life drawing classes often focus on the study of nudities.

کلاس‌های طراحی معمولاً بر مطالعه برهنگی تمرکز دارند.

understanding nudities can help in appreciating fine art.

درک برهنگی می‌تواند به قدردانی از هنر زیبا کمک کند.

controversies surrounding nudities in advertising are common.

اختلافات مربوط به برهنگی در تبلیغات رایج است.

some artists use nudities to challenge societal norms.

برخی از هنرمندان از برهنگی برای به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید