nudnicks

[ایالات متحده]/ˈnʌdnɪks/
[بریتانیا]/ˈnʌdnɪks/

ترجمه

n. افراد خسته کننده یا آزاردهنده

عبارات و ترکیب‌ها

nudnicks are annoying

نودنیکس‌ها آزاردهنده هستند

ignore the nudnicks

نودنیکس‌ها را نادیده بگیرید

nudnicks in charge

نودنیکس‌ها مسئول هستند

nudnicks everywhere

نودنیکس‌ها همه جا هستند

nudnicks make noise

نودنیکس‌ها سر و صدا می‌کنند

nudnicks at work

نودنیکس‌ها در حال کار هستند

nudnicks cause trouble

نودنیکس‌ها باعث ایجاد مشکل می‌شوند

nudnicks and fools

نودنیکس‌ها و احمق‌ها

جملات نمونه

those nudnicks always find a way to annoy me.

آن افراد مزاحمت‌کار همیشه راهی برای آزار من پیدا می‌کنند.

i can't believe those nudnicks are still arguing.

نمی‌توانم باور کنم که آن افراد مزاحمت‌کار هنوز بحث می‌کنند.

why do nudnicks always show up uninvited?

چرا آن افراد مزاحمت‌کار همیشه بدون دعوت می‌آیند؟

it’s frustrating to deal with such nudnicks at work.

همکار شدن با چنین افرادی مزاحمت‌کار در محل کار خسته‌کننده است.

those nudnicks never take anything seriously.

آن افراد مزاحمت‌کار هیچ وقت چیزی را جدی نمی‌گیرند.

i try to avoid nudnicks in my social life.

سعی می‌کنم از آن افراد مزاحمت‌کار در زندگی اجتماعی خود اجتناب کنم.

sometimes i wonder why we tolerate nudnicks.

گاهی اوقات فکر می‌کنم چرا آن افراد مزاحمت‌کار را تحمل می‌کنیم.

those nudnicks always have the loudest opinions.

آن افراد مزاحمت‌کار همیشه با صداترین نظرات دارند.

it's hard to focus with all these nudnicks around.

با وجود آن افراد مزاحمت‌کار، تمرکز کردن سخت است.

even nudnicks deserve a chance to change.

حتی آن افراد مزاحمت‌کار هم شایسته فرصتی برای تغییر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید