nuggets

[ایالات متحده]/ˈnʌɡɪts/
[بریتانیا]/ˈnʌɡɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (طبیعی) تکه‌های طلا؛ آجرهای طلا؛ دنور ناگتس

عبارات و ترکیب‌ها

chicken nuggets

نゲット مرغ

gold nuggets

تکه‌های طلایی

nuggets of wisdom

تکه‌های حکمت

nuggets of information

تکه‌های اطلاعات

nuggets of joy

تکه‌های شادی

nuggets of truth

تکه‌های حقیقت

nuggets of knowledge

تکه‌های دانش

nuggets of insight

تکه‌های بینش

nuggets of gold

تکه‌های طلا

nuggets of flavor

تکه‌های طعم

جملات نمونه

she ordered chicken nuggets for lunch.

او برای ناهار چیکن ناجت سفارش داد.

he dipped the nuggets in barbecue sauce.

او ناجت‌ها را در سس باربیکیو زد.

the kids love eating dinosaur-shaped nuggets.

بچه ها عاشق خوردن ناجت های به شکل دایناسور هستند.

they serve delicious veggie nuggets at the restaurant.

آنها در رستوران، ناجت های سبزی خوشمزه سرو می کنند.

we should try making homemade nuggets this weekend.

ما باید این آخر هفته سعی کنیم ناجت های خانگی درست کنیم.

she prefers baked nuggets over fried ones.

او ترجیح می دهد ناجت های پخته شده را به جای سرخ شده بخورد.

he brought a pack of frozen nuggets from the store.

او یک بسته ناجت یخ زده از مغازه خرید.

my favorite dipping sauce for nuggets is honey mustard.

عالی ترین سس برای خوردن با ناجت، عسل خردل است.

they served nuggets as an appetizer at the party.

آنها ناجت را به عنوان پیش غذا در مهمانی سرو کردند.

after school, the kids often snack on nuggets.

بعد از مدرسه، بچه ها اغلب به خوردن ناجت می پردازند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید