nursed

[ایالات متحده]/nɜːst/
[بریتانیا]/nɜrst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته nurse؛ مراقبت کردن؛ غذا دادن؛ شیر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

nursed back

در پشت مراقبت کرد

nursed wounds

زخم‌ها را مراقبت کرد

nursed dreams

رویاها را مراقبت کرد

nursed grievances

شکایات را مراقبت کرد

nursed fears

ترس‌ها را مراقبت کرد

nursed hopes

امیدها را مراقبت کرد

nursed a child

مراقبت از یک کودک کرد

nursed a pet

مراقبت از یک حیوان خانگی کرد

nursed a grudge

نفرت را مراقبت کرد

nursed a drink

نوشیدنی را مراقبت کرد

جملات نمونه

she nursed the baby back to health.

او نوزاد را دوباره به سلامتی بازگرداند.

he nursed his wounds after the accident.

او زخم‌های خود را پس از حادثه درمان کرد.

the nurse nursed the patient with great care.

پرستار با دقت زیاد از بیمار مراقبت کرد.

they nursed their dreams of starting a business.

آنها سال‌ها رویای شروع یک کسب و کار را دنبال کردند.

she nursed her sick cat back to health.

او گربه بیمار خود را دوباره به سلامتی بازگرداند.

he nursed a grudge against his former employer.

او کینه ای نسبت به کارفرمای سابق خود داشت.

she nursed the flowers in her garden every day.

او هر روز از گل‌های باغ خود مراقبت می‌کرد.

they nursed the idea for years before launching it.

آنها سال‌ها قبل از راه اندازی آن، ایده را پرورش دادند.

he nursed his drink while watching the game.

او در حالی که بازی را تماشا می‌کرد، نوشیدنی خود را نوشید.

she nursed her injuries after the fall.

او پس از سقوط از آسیب‌های خود مراقبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید