nursed back
در پشت مراقبت کرد
nursed wounds
زخمها را مراقبت کرد
nursed dreams
رویاها را مراقبت کرد
nursed grievances
شکایات را مراقبت کرد
nursed fears
ترسها را مراقبت کرد
nursed hopes
امیدها را مراقبت کرد
nursed a child
مراقبت از یک کودک کرد
nursed a pet
مراقبت از یک حیوان خانگی کرد
nursed a grudge
نفرت را مراقبت کرد
nursed a drink
نوشیدنی را مراقبت کرد
she nursed the baby back to health.
او نوزاد را دوباره به سلامتی بازگرداند.
he nursed his wounds after the accident.
او زخمهای خود را پس از حادثه درمان کرد.
the nurse nursed the patient with great care.
پرستار با دقت زیاد از بیمار مراقبت کرد.
they nursed their dreams of starting a business.
آنها سالها رویای شروع یک کسب و کار را دنبال کردند.
she nursed her sick cat back to health.
او گربه بیمار خود را دوباره به سلامتی بازگرداند.
he nursed a grudge against his former employer.
او کینه ای نسبت به کارفرمای سابق خود داشت.
she nursed the flowers in her garden every day.
او هر روز از گلهای باغ خود مراقبت میکرد.
they nursed the idea for years before launching it.
آنها سالها قبل از راه اندازی آن، ایده را پرورش دادند.
he nursed his drink while watching the game.
او در حالی که بازی را تماشا میکرد، نوشیدنی خود را نوشید.
she nursed her injuries after the fall.
او پس از سقوط از آسیبهای خود مراقبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید