nut-eating squirrel
سگهای خورشیدی گردو
nut-eating habits
رویههای خورشیدی گردو
nut-eating competition
رقابت خورشیدی گردو
nut-eating rodent
گوشتخوار خورشیدی گردو
nut-eating bird
پرندگان خورشیدی گردو
was nut-eating
خورشیدی گردو بود
nut-eating frenzy
هیجان خورشیدی گردو
nut-eating lifestyle
سبک زندگی خورشیدی گردو
nut-eating animal
حیوان خورشیدی گردو
nut-eating time
زمان خورشیدی گردو
the squirrel is a prolific nut-eating rodent.
گرگ معمولاً یک پستاندار گوشتخوار گردو است.
we watched the nut-eating monkeys in the zoo.
ما گوریلهای گوشتخوار گردو را در حیاط حیوانات دیدیم.
he's a dedicated nut-eating enthusiast with a large collection.
او یک علاقهمند وفادار به گوشتخواری گردو است که مجموعهای بزرگ دارد.
the bird was actively nut-eating throughout the afternoon.
پرند در طول بعدازظهر به طور فعال گوشتخوار گردو بود.
nut-eating behavior is common among many species of birds.
رفتار گوشتخواری گردو در بین بسیاری از گونههای پرندگان رایج است.
the park is a popular spot for nut-eating squirrels.
پارک یک مکان محبوب برای گرگهای گوشتخوار گردو است.
she observed the nut-eating habits of the local wildlife.
او عادتهای گوشتخواری گردو حیات وحش محلی را مشاهده کرد.
the chipmunk is known for its frantic nut-eating.
کیپمکن به دلیل گوشتخواری گردویش شناخته میشود.
he enjoys watching the nut-eating process in the forest.
او لذت میبرد در دیدن فرایند گوشتخواری گردو در جنگل.
the documentary featured fascinating nut-eating strategies.
فیلم مستند استراتژیهای جالب گوشتخواری گردو را نشان داد.
it's a natural instinct for many animals to engage in nut-eating.
برای بسیاری از حیوانات، شرکت در گوشتخواری گردو یک غایت طبیعی است.
nut-eating squirrel
سگهای خورشیدی گردو
nut-eating habits
رویههای خورشیدی گردو
nut-eating competition
رقابت خورشیدی گردو
nut-eating rodent
گوشتخوار خورشیدی گردو
nut-eating bird
پرندگان خورشیدی گردو
was nut-eating
خورشیدی گردو بود
nut-eating frenzy
هیجان خورشیدی گردو
nut-eating lifestyle
سبک زندگی خورشیدی گردو
nut-eating animal
حیوان خورشیدی گردو
nut-eating time
زمان خورشیدی گردو
the squirrel is a prolific nut-eating rodent.
گرگ معمولاً یک پستاندار گوشتخوار گردو است.
we watched the nut-eating monkeys in the zoo.
ما گوریلهای گوشتخوار گردو را در حیاط حیوانات دیدیم.
he's a dedicated nut-eating enthusiast with a large collection.
او یک علاقهمند وفادار به گوشتخواری گردو است که مجموعهای بزرگ دارد.
the bird was actively nut-eating throughout the afternoon.
پرند در طول بعدازظهر به طور فعال گوشتخوار گردو بود.
nut-eating behavior is common among many species of birds.
رفتار گوشتخواری گردو در بین بسیاری از گونههای پرندگان رایج است.
the park is a popular spot for nut-eating squirrels.
پارک یک مکان محبوب برای گرگهای گوشتخوار گردو است.
she observed the nut-eating habits of the local wildlife.
او عادتهای گوشتخواری گردو حیات وحش محلی را مشاهده کرد.
the chipmunk is known for its frantic nut-eating.
کیپمکن به دلیل گوشتخواری گردویش شناخته میشود.
he enjoys watching the nut-eating process in the forest.
او لذت میبرد در دیدن فرایند گوشتخواری گردو در جنگل.
the documentary featured fascinating nut-eating strategies.
فیلم مستند استراتژیهای جالب گوشتخواری گردو را نشان داد.
it's a natural instinct for many animals to engage in nut-eating.
برای بسیاری از حیوانات، شرکت در گوشتخواری گردو یک غایت طبیعی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید