nutcracker

[ایالات متحده]/'nʌtkrækə/
[بریتانیا]/'nʌtkrækɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری که برای شکستن گردوها استفاده می‌شود، که به عنوان گردو شکن نیز شناخته می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

wooden nutcracker

چکش‌قندان چوبی

جملات نمونه

The nutcracker cracked the walnut easily.

شكستن گردو را برای او آسان بود.

I need a nutcracker to open this tough nut.

من به یک ماشین گردو برای باز کردن این گردوی سفت نیاز دارم.

The nutcracker ballet is a holiday classic.

باله شاه‌دزدها یک اثر کلاسیک تعطیلات است.

She used a nutcracker to crack open the hazelnut.

او از یک ماشین گردو برای شکستن زیتون استفاده کرد.

The nutcracker is a traditional Christmas decoration.

شاه‌دزدها یک تزئینات کریسمس سنتی است.

He dressed up as the nutcracker for the costume party.

او برای مهمانی لباس برای شب عید، مثل شاه‌دزدها لباس پوشید.

I have a collection of antique nutcrackers.

من مجموعه‌ای از شاه‌دزدها قدیمی دارم.

The nutcracker's jaw broke while trying to crack the hard nut.

در حالی که سعی می‌کردم گردوی سفت را بشکنم، چانه شاه‌دزدها شکست.

The nutcracker is a useful tool for cracking open shells.

شاه‌دزدها ابزاری مفید برای شکستن صدف‌ها است.

The nutcracker figurine is a popular Christmas ornament.

مجسمه شاه‌دزدها یک تزئینات کریسمس محبوب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید