nutria

[ایالات متحده]/ˈnjuːtrɪə/
[بریتانیا]/ˈnuːtriə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جوندۀ آبی بزرگ بومی آمریکای جنوبی؛ پشم نوتری
adj. به رنگ زیتونی-خاکستری
Word Forms
جمعnutrias

عبارات و ترکیب‌ها

nutria population

جمعیت نوترینگا

nutria habitat

زیستگاه نوترینگا

nutria control

کنترل نوترینگا

nutria fur

پوست نوترینگا

nutria meat

گوشت نوترینگا

nutria invasion

تهاجم نوترینگا

nutria management

مدیریت نوترینگا

nutria species

گونه نوترینگا

nutria diet

رژیم غذایی نوترینگا

nutria population control

کنترل جمعیت نوترینگا

جملات نمونه

nutria are often found in wetlands.

خرطوش ها اغلب در مناطق مرطوب یافت می شوند.

the nutria's fur is valuable in the fur trade.

پوست خرطوش در تجارت پوستار ارزشمند است.

nutria can cause significant damage to aquatic plants.

خرطوش ها می توانند آسیب قابل توجهی به گیاهان آبزی وارد کنند.

many people enjoy watching nutria in their natural habitat.

بسیاری از مردم از تماشای خرطوش ها در زیستگاه طبیعی خود لذت می برند.

nutria are known for their webbed feet.

خرطوش ها به خاطر پنجه های پرده دارشان شناخته می شوند.

efforts are being made to control the nutria population.

تلاش هایی برای کنترل جمعیت خرطوش ها در حال انجام است.

nutria are often mistaken for beavers.

خرطوش ها اغلب با سمورها اشتباه گرفته می شوند.

in some regions, nutria are considered invasive species.

در برخی مناطق، خرطوش ها به عنوان گونه های مهاجم در نظر گرفته می شوند.

nutria feed primarily on aquatic vegetation.

خرطوش ها عمدتاً از گیاهان آبزی تغذیه می کنند.

observing nutria can be a fun outdoor activity.

مشاهده خرطوش ها می تواند یک فعالیت تفریحی سرگرم کننده در فضای باز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید