nympho

[ایالات متحده]/ˈnɪmfəʊ/
[بریتانیا]/ˈnɪmfoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زن با تمایل جنسی بیش از حد؛ اصطلاح عامیانه برای زنی با نیفومانیا
Word Forms
جمعnymphos

عبارات و ترکیب‌ها

nympho queen

ملکه نمفو

nympho vibes

فضای نمفو

nympho life

زندگی نمفو

nympho fantasies

فانتزی‌های نمفو

nympho dreams

رویاهای نمفو

nympho behavior

رفتار نمفو

nympho party

جشن نمفو

nympho lifestyle

سبک زندگی نمفو

nympho culture

فرهنگ نمفو

nympho friends

دوستان نمفو

جملات نمونه

she identified herself as a nympho.

او خود را به عنوان یک نیوفو معرفی کرد.

he often joked about being a nympho.

او اغلب به شوخی درباره اینکه نیوفو بود صحبت می‌کرد.

the film featured a character who was a nympho.

در فیلم شخصیتی وجود داشت که نیوفو بود.

they discussed the nympho lifestyle in their podcast.

آنها سبک زندگی نیوفو را در پادکست خود مورد بحث قرار دادند.

her friends teased her for being a nympho.

دوستانش او را به خاطر اینکه نیوفو بود مسخره می‌کردند.

he wrote a book about nympho experiences.

او کتابی در مورد تجربیات نیوفو نوشت.

many people misunderstand what it means to be a nympho.

بسیاری از مردم نمی‌دانند بودن نیوفو به چه معناست.

she embraced her identity as a nympho.

او هویت خود را به عنوان یک نیوفو پذیرفت.

they organized a party for nymphos and their partners.

آنها مهمانی برای نیوفوها و شرکایشان برگزار کردند.

being a nympho can be both liberating and challenging.

بودن نیوفو می‌تواند هم رهایی‌بخش و هم چالش‌برانگیز باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید