oaths

[ایالات متحده]/[ˈəʊθs]/
[بریتانیا]/[ˈoʊθs]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قول جدی که باید رعایت شود؛ تعهد؛ اعلام وفاداری یا اطاعت.
v. قول دادن به طور جدی؛ تعهد کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

take oaths

Persian_translation

swore oaths

Persian_translation

breaking oaths

Persian_translation

solemn oaths

Persian_translation

pledge oaths

Persian_translation

sacred oaths

Persian_translation

renew oaths

Persian_translation

taking oaths

Persian_translation

false oaths

Persian_translation

oaths broken

Persian_translation

جملات نمونه

he swore oaths of loyalty to the crown.

او سوگند وفاداری به تاج و تخت یاد کرد.

the doctor took an oath to protect patient confidentiality.

پزشک سوگند خورد تا از محرمانگی بیماران محافظت کند.

they exchanged vows and oaths during the wedding ceremony.

آنها در طول مراسم عروسی پیمان و سوگند رد و بدل کردند.

breaking an oath can have serious consequences.

شکستن یک سوگند می‌تواند عواقب جدی داشته باشد.

the witness was asked to swear an oath before testifying.

از شاهد خواسته شد قبل از شهادت سوگند یاد کند.

he solemnly swore oaths of allegiance to his country.

او با جدیت سوگند وفاداری به کشورش یاد کرد.

the ancient tradition involved taking sacred oaths.

این سنت باستانی شامل سوگندهای مقدس بود.

she refused to take the oath, citing religious beliefs.

او از ترس باورهای مذهبی از سوگند امتناع کرد.

the courtroom was silent as the witness took the oath.

وقتی شاهد سوگند یاد کرد، دادگاه ساکت بود.

he felt bound by the oaths he had made.

او احساس می‌کرد به سوگندهایی که یاد کرده بود، متعهد است.

the politician's past oaths were scrutinized by the media.

رسانه ها سوگندهای گذشته سیاستمدار را مورد بررسی قرار دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید