obite

[ایالات متحده]/ˈɒbaɪt/
[بریتانیا]/ˈoʊbaɪt/

ترجمه

n. پخش اوربیت؛ یک مفهوم شبکه‌ای که به یک سرویس پخش توسط پلتفرم اوربیت اشاره دارد
v. پخش کردن از طریق پلتفرم اوربیت
abbr. OB؛ کوتاه‌نویسی برای Orbit Broadcast
شکل‌های واژه
صفت تفضیلیobiter

جملات نمونه

she wrote a beautiful obite for her grandmother.

او یک گزارش گویای زیبایی برای نانویش نوشت.

the newspaper published an obite about the famous actor.

روزنامه یک گزارش گویای بازیگر معروف منتشر کرد.

he spent hours reading obites in the old archives.

او ساعت‌ها وقت خرج کرد تا گزارش‌های گویای دفاترچه‌های قدیمی را بخواند.

the obite column is on page five.

ستون گزارش‌های گویای در صفحه پنجم است.

they placed an obite in the local newspaper.

آن‌ها یک گزارش گویای در روزنامه محلی قرار دادند.

the obite mentioned his many achievements.

گزارش گویای به دستاورد‌های زیاد او اشاره کرد.

we found his obite in the 1995 edition.

ما گزارش گویای او را در نسخه ۱۹۹۵ پیدا کردیم.

an obite was written by his former colleague.

یک گزارش گویای توسط همکار سابق او نوشته شد.

the family requested a private obite.

خانواده یک گزارش گویای خصوصی درخواست داد.

reading obites helped her understand local history.

خواندن گزارش‌های گویای به او کمک کرد تا تاریخ محلی را درک کند.

the obite described him as a loving father.

گزارش گویای او را به عنوان یک پدر عاشقانه توصیف کرد.

she collected obites of famous writers.

او گزارش‌های گویای نویسندگان معروف را جمع‌آوری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید